X
تبلیغات
رایتل

پست آخر ...

1391/05/17 ساعت 00:22

یه روزی تو بیشتر از 2 سال پیش این وبلاگ شروع به کار کرد...اون موقع ها یادم میاد که تازه برای کانادا اقدام کرده بودم و هدفم این بود که با بر و بچه های مهاجر کانادا بیشتر آشنا بشم.. اون پرونده کانادا هنوز هم بازه و اون جور که معلومه مدیکال های کانادا داره میاد. اما نه من حوصله کانادا رفتن رو دارم و نه فکر می کنم دیگه عملیه. به هر حال اون موقع ها قرار بود که ویزای کانادا یکساله بیاد و اونایی که دستاندرکار کانادان دیدن که این یکسال خیلی بیشتر از اینها طول کشیده...

 

قبل اون برای نیوزلند اقدام کرده بودم، منتها ویزای تحصیلی و اون موقع هنوز کمتر کسی اسم نیوزلند رو شنیده بود. دیگه خودتون دیدین که چه پروسه پیچیده ای داره نیوزلند و هنوز یادم نمیره که چه دردسرایی کشیدیم سر تفسیر مدارک نیوزلند. فکر کنم 6 ماه طول کشید تا فهمیدم چی به چیه مدارک نیوزلند. به موازاتش برای مهاجرت هم می خوندم و کم کم دیگه حرفه ای شده بودم.... یادم نمیره که باید پول زیادی رو به عنوان وثیقه به دانشگاه پرداخت کردیم و بعد منصرف شدن پس گرفتیم و تو همین رفت و آمد، ما ضرر که نکردیم هیچ، کلی هم سود کردیم!

 

بماند...از همون موقع ها که تو پروسه مهاجرت افتاده بودم، گرفته بودم این داستان رو که ما چقدر اطلاعات رو از هم دریغ می کنیم و میدیدم دوستانی رو که چقدر بی دریغ اطلاعاتشون رو در اختیار بقیه میزارن..از امیر (پانیذ) و علی مهدی پور (زیر آسمان سوئد) بیشتر از همه  تاثیر گرفتم و همیشه دوست داشتم که من هم سهمی داشته باشم در گسترش فرهنگ کمک کردن و اطلاع رسانی

 

بعد از اینکه به سوئد اومدم، من بودم و کلی اطلاعات از پروسه مهاجرت به نیوزلند و بهانه خوبی بود تا کمکی باشم در شکستن این فرهنگ غلط پنهان کاری های ما جماعت.

 

بماند که این وبلاگ هم از ابتدا دو نفری بود و مهاجر دیگر هم همانی بود که هنوز هم هست و خواهد بود، ولی یک پست بیشتر ننوشت...

 

 یادم میاد که اوایل خواننده ها کم بودند و 90-80 تا خواننده در روز بیشتر نبود ولی کم کم زیاد شدند و با آمدن سپیده عزیز و پست 20 دلیل ... وبلاگ شکل جدی تری گرفت...

 

دوستی مثال جالبی میزد، می گفت پایت را که از کشورت که بیرون میگذاری مثل سنگی هستی که از بالای کوهی پرت شده ای...معلوم نیست کی و کجا آرام می گیری...ولی بالاخره آرام می گیری...ما هم همین جماعت مهاجر بودیم و هستیم و هر کداممان هم مثل همان سنگ ها از یک جایی پرت شده ایم..یکی از بالاتر پرت شده است و یکی از پایین تر...

 

به آمار ماهانه وبلاگ اگه نگاه کنید، حداقل هفته ای یک پست رو داشتیم..توی همه این هفته ها هم الزاما حال ما خوب نبوده و الزاما هم تو زندگی ما همه چی سر جاش نبوده..اما نوشتیم و هر کاری چه از دست من و چه از دست سپیده عزیز و این اواخر بابک انجام دادیم...برای من خیلی پیش اومد که همه چیم به هم ریخته و در هم و برهم بود و با جواب یک کامنت و راه افتادن کار یکی و یه تشکر کوچیک همه چیم رو فراموش کردم و دوباره روز از نو بود و روزی از نو....این کمک های کوچیک رو از هم دریغ نکنیم و بزاریم که این انرژی های مثبت به چرخه خودشون ادامه مسیر بدن...یه روزی دوباره به خودمون برمی گردن...

 

من کاری که از دستم بر میومد رو انجام دادم و فکر نمی کنم که دیگه جایی برای نوشتن من مونده باشه..هر اومدنی یه رفتنی هم داره..متاسفانه من برای مهاجرت به نیوزلند اقدام نکردم و قصدی هم براش ندارم. ولی خیلی دوست دارم که یه روز بیام و قشنگترین جای زمین رو ببینم.. چند وقت پیش سوئیس بودم و میدونین که میگن سوئیس دومین جای زیبای دنیا بعد نیوزلنده. جای فوق العاده قشنگیه که آدم دائما احساس می کنه که توی کارت پستال ها و کارتون هاست و نه واقعیت. برام جالب بود و اون موقع که با خودم میگفتم اگه اینجا اینقدر قشنگه که آدم اینقدر مات و مبهوت میشه، پس نیوزلند کجاست؟!!

 

خلاصه اینکه مطمئنا روزی نیوزلند هم میام و امیدوارم که همه شما رو که برای مهاجرت به این سرزمین زیبا اقدام کردید، از نزدیک ببینم...:)

 

 خوشحالم از اینکه رویه این وبلاگ در اطلاع رسانی، در بیشتر وبلاگ های دوستان نیوزلند نشین دیده میشه هر کسی سعی در داشتن سهم در این اطلاع رسونی داره. به نظرم جو دوستانه ای که در وبلاگ ها دیده میشه قابل تحسینه. نمیتونم خوشحالی قلبی خودم رو از این قضیه پنهان کنم که تونستم هر چند کم در دوستی شما با هم تاثیر گذار باشم . این به اندازه کافی راضیم می کنه که به کم و کاستی ها و حرف و حدیث ها توجهی نکنم

 

حرف دیگه ای نمونده غیر از اینکه دعا کنم که روزی پیش بیاد که هیچ کسی نخواد از سرزمین پدریش رو برگردونه و همه به ایران خدمت کنیم نه جای دیگه. من هم هستم، اما نه راجع به مهاجرت خواهم نوشت و نه نیوزلند.

 

به امید دیدار همتون تو ایران، روزی که هممون برگردیم..

 

/ناصر 

 

پ.ن. 1- این وبلاگ تا شما هستین، هست و به عنوان منبعی برای اطلاعات باقی خواهد موند. البته امیدوارم که بابک عزیز این راه رو ادامه بده و این وبلاگ و شما رو تنها نزاره. 

         2- این وبلاگ هم توسط سپیده عزیز راه اندازی شده و مطمئنا جای خوبی خواهد بود برای بقا دوستیهاتون.


del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
ما اینجا نظرات و تجربیات شخصی خود را به اشتراک می گذاریم این اطلاعات به هیچ وجه جنبه پیشنهاد و یا توصیه ای ندارد و نویسندگان هیچگونه مسئولیت قانونی برای مطالب بیان شده ندارند