X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

احساس تعلق به سرزمین جدید

1392/03/28 ساعت 01:23

چند وفت پیش تو روزنامه "نیوزلند هرالد"یه مقاله جالبی خوندم راجع به اینکه چند درصد مهاجرهای نیوزلند و بعد چند وقت حس می کنند که واقعا نیوزلند خونشونه؟ جواب کلی به این سوال اینه که بیشتر مهاجرایی که به نیوزلند میان، حتی بیشتر از اونایی که در نیوزلند به دنیا اومدن، احساس تعلق به نیوزلند می کنن. 

اطلاعات به دست اومده نشون میده که 86 درصد (407000 نفر) از مهاجرایی که 12 سال یا بیشتر از 12 سال تو نیوزلند زندگی کردن، "زیاد" یا "خیلی زیاد" احساس تعلق به نیوزلند می کنن. به نظر این آمار خوبی به نظر میرسه که نشون میده چقدر جامعه نیوزلند پذیرای مهاجرای جدیده.

اگه فکر می کنید که حتما 12 سال باید تو نیوزلند زندگی کنید تا خودتون رو جزو جامعه نیوزلند بدونین، بدونین که 64 درصد (288000 نفر) از مهاجرایی که کمتر از 12 سال تو نیوزلند زندگی کردن، همین حس رو نسبت به نیوزلند دارن.



تو این مقاله، تجربیات شخصی یه خانم 32 ساله هنگ کنگیه که تو سن 15 سالگی اومده نیوزلنده رو هم عنوان کرده که خوندنش خالی از لطف نیست. این خانم توی Auckland Council Ethnic People's Advisory Panel کار می کنه. اون میگه که 12 ماه اول زندگی مهاجرا "دوره ماه عسل" مهاجراست که می تونه با احساس دلتنگی برای سرزمین مادری یا ایزوله شدن از جامعه اصلی همراه باشه که می تونه به دلایلی مثل مواجه شدن با تبعیض های اجتماعی یا پیدا نکردن کار باشه. یه تجربه شخصی دیگه این خانم اینه که خیلی از مهاجرا بعد 7-6 سال زندگی تو نیوزلند، برمیگردن کشور اصلیشون که زندگی کنن، اما قضیه کاملا برعکس میشه! دوباره سوار هواپیما میشن و برمی گردن نیوزلند. و این به ایم معنیه که نسبت به نیوزلند احساس تعلق بیشتری می کنند. 


از تجربه دیگه این خانم اینه که با اینکه به خاطر نژادش هنوز مورد تبعیض ممکنه واقع بشه، اما حس کمتری از یه نیوزلندی نداره.  و جالبه که خیلیا بهش میگن که تو همیشه چینی هستی و هرگز یه کیوی نخواهی شد. اما اون نظرش اینه که بیشتر نیوزلندی ها پذیرای مهاجرای جدید هستن. اونا ممکنه که همه چیز رو متوجه نشن، اما دوست دارن که در مورد فرهنگش بدونن و تو نیوزلند احساس بیشتری داره که خونشه تا کشور محل تولدش.  


توضیح: بیشتر این مطلب رو به این خاطر گذاشتم که یه حس دیگه رو برای مهاجرا یادآوری کنم و اونم احساس تعلق خاطره. بابک قبلا زحمت کشیده بود و تو این پست مراحل جذب شدن در کشور جدید رو که حدود 2 سال طول میکشه گذاشته بود. من فکر می کنم یه مرحله دیگه هم هست به معنی این که چقدر احساس می کنی که کشور جدید، کشور اصلی تو هستش؟ بحث پاسپورت گرفتن و به صورت رسمی شهروند یه کشور شدن نیست و حتی منظورم این نیست که شما کاملا تو کشور جدید جا افتادید و در زندگیتون کم و کسری احساس نمی کنید. بیشتر حرفم اینه که فکر می کنید اصلا ممکنه که آدم یه کشور جدید رو سرزمین اولش بدونه؟ و جواب به این سوال مثبته، پس حس وطن پرستی آدم کجا میره؟!! بهترین راه حل هم این جور وقتا پاک کردن صورت مساله است. ولی آیا این درسته که جای سرزمین اول و دومت رو با هم عوض کنی؟!!


یکی از بدیهای مهاجرت اینه که حسات نسبت به سرزمین مادریت، به مرور زمان کمرنگ میشه و انتخاب دومی هم وجود نداره. این کمرنگی، شدت و ضعف داره، اما اجتناب ناپذیره.


منبع (لینک)

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
ما اینجا نظرات و تجربیات شخصی خود را به اشتراک می گذاریم این اطلاعات به هیچ وجه جنبه پیشنهاد و یا توصیه ای ندارد و نویسندگان هیچگونه مسئولیت قانونی برای مطالب بیان شده ندارند