X
تبلیغات
رایتل

اندر حکایت کیس های عجیب مهاجرتی...

1392/04/20 ساعت 11:56

از اونجایی که شخصا علاقه زیادی به کیس های مختلف مهاجرتی دارم و از اونجایی که تا دلتون بخواد کیس های مختلف توسط مهاجرین ارائه میشه، این پست رو اختصاص دادم به یکی از کیس های اخیر سازمان مهاجرتی نیوزلند که از جنس ازدواجه. ازدواج بین یه آقای هندی و یه خانم نیوزلندی. آقای 22 ساله و خانم 59 ساله. 



بالویندر یا آقای هندی قبل از اومدنش به نیوزلند یه متخصص بازاریابی تو شرکت ودافن بوده و از طریق ویزای دانشجویی به نیوزلند اومده. گلین یا خانم نیوزلندی قبل از بازنشستگیش یه مدیر منابع انسانی بوده و یه پسر 37 ساله از ازدواج قبلیش داره. 


ماجرای عشق یا ازدواج این دو تا از یه سالن مو تو منطقه گلندفیلد اوکلند شروع شده، مثل خیلی از رابطه ها با میسج شروع شده، بعد 3 هفته با هم صمیمی شدن و 2 ماه بعد هم با هم ازدواج کردن. کل پروسه در واقع حدود 3 ماه طول کشیده. 


متاسفانه یا خوشبختانه کیس این خانم و آقا با تفاوت سنی حدود 40 سال توسط اداره مهاجرت رد شده. 


آقای هندی که میگه به شدت عاشق همسرشه و همه چی از اول درست اتفاق افتاده که اینقدر سریع همه چی پیش رفته. اما آفیسرهای نیوزلند که شما بهتر میشناسین باور ندارن که این رابطه واقعی و پایدار باشه. مهم ترین دلیلی که آفیسرها ذکر کردن، فاصله سنی زیاد بین دو نفره که به نظر منطقی میرسه. اما دلیل جالب دیگه ای که ذکر کردن تفاوت های زیاد فرهنگی و مذهبی دو طرفه که آفیسرها رو متقاعد نکرده که این دوتا واقعا بتونن یه زندگی واقعی رو با هم تحمل کنن. 


شاید قسمت جالب ماجرا صحبت های این دو نفر در دفاع از خودشون باشه که خوندنیه: 


آقای هندی یا بالویندر میگه که من اگه می خواستم با دخترهای جوون تر نیوزلندی هم می تونستم ازدواج کنم. اما چون عاشق این خانم بودم، اون رو انتخاب کردم. سن فقط یه عدده. کلا تفاوت های فرهتگی رو هم انکار کرده و میگه که اگه می خواستم که یه هندی بمونم، تو همون هند می موندم!! :)


خانم نیوزلندی میگه که سن برای من مهم نیست و من اهمیتی بهش نمیدم. مهم هم نیست که طرفت چند سالشه، مهم اینه که دوسش داری و اضافه می کنه که من تو ذهنم احساس یه دختر 21 ساله رو دارم. :)


شاید یه قسمت جالب دیگه این باشه که آفیسرها حتی از محل زندگی این دو تا بازدید حضوری هم انجام دادن تا متقاعد بشن که این دو نفر به شکل یه زن و شوهر زندگی می کنن. چیزی هم که متوجه شدن اینه که زندگی این دو نفر، شبیه زن و شوهر ها نیست و بیشتر شبیه زندگی دو نفر تو یه پانیسونه. 


مشکل اصلی آفیسرها زمان غیر طبیعی 3 ماه تا ازدواج این دو نفر بوده. بعلاوه انتظارات این دو نفر از آینده، با هم جور در نمیاد. به هر حال این دو تا حتی وکیل هم گرفتن و به این رای اعتراض کردن. اما در صورتی که اعتراضشون رد بشه (که خیلی هم بعید نیست)، آقای هندی از نیوزلند دیپورت میشه.


توضیح: راستش چیزی که بیشتر از همه چیز برای من جالبه، پیگیر بودن و یه جورایی سمج بودن آفیسرهای نیوزلندی تا متقاعد شدن صد درصده. چیزی که من تو کمتر کشوری دیدم. از نظر من این کیس ازدواج به این شکل اگه تو یه کشور دیگه اتفاق میافتاد، احتمال زیاد نتیجش این نبود. 


منبع: NZ Herald

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
ما اینجا نظرات و تجربیات شخصی خود را به اشتراک می گذاریم این اطلاعات به هیچ وجه جنبه پیشنهاد و یا توصیه ای ندارد و نویسندگان هیچگونه مسئولیت قانونی برای مطالب بیان شده ندارند