X
تبلیغات
نماشا
رایتل

گزارش عملکرد نه ماهه اول!

1392/08/21 ساعت 12:07

با احتساب امروز، نه ماه از ورود من به نیوزیلند می‌گذره. در این چند ماه خاطرات تجربیات و دریافت‌های جدید و گاه متناقضی داشتم. به طور کلی، این چند ماه خیلی سخت و پر فراز و نشیب بود. سخت و پرفراز و نشیب؛ اما نه بد. مهاجرت ذاتا به دلیل حجم تغییراتی که در تمامی ارکان زندگی ایجاد می کنه، از اقلیم و آب و هوا گرفته تا خوراک، پوشاک، زبان، نحوه ارتباط با سایر افراد جامعه، زبان جدید، از بین رفتن تمامی آنچه که به شما حس نوستالژی میده، چالش تطابق افراد خانواده با محیط و نقش جدید و حتی نحوه فکر کردن فرایندی پیچیده و چند وجهی است. 


به خصوص در روزهای اول که قیافه‌ام بیشتر به تازه واردها می‌خورد، هر کسی که می فهمید با چه شرایطی اومدم اینجا، فقط می‌گفت: «What a brave move!» اولش چون گرم بودم، نمی‌فهمیدم اینا چرا اینقدر تعجب می‌کنن. اما کم کم که مشکلات از راه رسیدن، و بعد از مدتی که آرامشی نسبی حاکم شد و تونستم مقداری بایستم، نفسی تازه کنم و به پشت سرم نگاه کنم، فهمیدم که آدمی زاد چه موجود عجیبیه! و تازه به حرف این افراد پی بردم. 


هر وقت که به این چند ماه اخیر که در واقع شروعش از آبان-آذر پارسال بوده، نگاه می کنم، بی برو برگرد این سوال به ذهنم می‌رسه که آیا حاضرم یک بار دیگه چنین حرکتی رو با این همه انرژی که از آدم می‌گیره تحمل کنم؟ 


خوشبختانه بعد از چند ماه، دیگه تا حدود زیادی از استرس‌ها و مشکلات اولیه کم شده و کارها کمی رو روال افتاده. بیشتر ناشناخته‌ها کشف شده‌اند و نقاط مبهم و تاریک کمتری باقی مونده. الآن دیگه حداقل اطلاعات لازم رو برای گذراندن زندگی مطابق انتظار خودمون و الزامات اینجا داریم. کم کم می‌تونم نفس راحتی بکشم. 


این چند ماه پر بود از روزهایی که چند جور احساس مختلف در عرض چند ساعت به سراغم میومد. روزهایی که با یه اتفاق یا خبر خوب، خوشحال خوشحال و با یه حادثه یا خبر بد، عمیقا ناراحت و افسرده می‌شدم. و این حالات با توجه به اینکه تکیه‌گاه خانواده‌ام هم بودم گاهی اوقات شرایط سختی رو برام ایجاد می‌کرد. 

البته همه اینها بستگی به روحیات و شخصیت هر کس داره و برای هر کسی می‌تونه تجربه کاملا متفاوتی باشه. اما اگه شما هم از اون دسته افرادی هستین که دلتنگی و غربت می‌تونه روحیه‌تون رو به هم بریزه، منتظر تجربه مشابه با اون چیزی که من تجربه کردم باشید. 

از زاویه‌ای دیگر، مهاجرت، تجربه نابیه که هر کسی به دستش نمیاره. تجربه زندگی در کشوری جدید، با آدم‌هایی رنگارنگ و فرهنگی رنگارنگ‌تر خیلی منحصر بفرده و چیزهایی که از این بابت یاد گرفتم رو خیلی باارزش و جالب می‌دونم و می‌تونم بگم که جهان‌بینی من و نحوه نگاهم به انسان‌ها و زندگی رو تغیر داده. 


در پایان، باید بگم منتظر روزهای سخت باشین؛ روزهایی که بی‌شک پایانی هم دارن. 


del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
ما اینجا نظرات و تجربیات شخصی خود را به اشتراک می گذاریم این اطلاعات به هیچ وجه جنبه پیشنهاد و یا توصیه ای ندارد و نویسندگان هیچگونه مسئولیت قانونی برای مطالب بیان شده ندارند