X
تبلیغات
نماشا
رایتل

داستان من و وبلاگ و بالاخره مصاحبه!

1392/10/03 ساعت 15:00

اولین دفعه ای که این وبلاگ رو دیدم رو دقیقاً یادم میاد.  بعد از کلی فکر کردن و تحقیق و مقایسه و کلنجار رفتن و اینور اونور کردن، بالاخره تصمیم به مهاجرت گرفته بودیم اون هم به نیوزیلند. همیشه عادت دارم برای انجام یه کار کوچیک هم که شده کلی تحقیق کنم، در مورد نیوزیلند هم کلی تحقیق کرده بودم و وب سایت مهاجرت رو از سیر تا پیاز خونده بودم. از اونجایی که معمولاً مطلب مفید و خوب در زمینه های مختلف به زبان فارسی گیرم نیاد از اون اول زحمت جستجو به زبان فارسی رو به خودم ندادم. اما اون شب یه به ذهنم رسید که عبارت " مهاجرت به نیوزیلند" رو جستجو کنم و اون آغاز آشنایی من با وبلاگ دو مهاجر بود. ساعت 10 شب شروع کردم به خوندن وبلاگ و تا ساعت 4 صبح کل مطالبی رو که ناصر و سپیده عزیز زحمتشو کشیده بودن به همراه همه نظرات زیرشون رو خوندم. از فردا صبح چک کردن این وبلاگ شده بود کار هر روزم! از اون زمان دو سال می گذره و واقعاً احساس می کنم که یه جورایی به وبلاگ، نویسنده هاش و تمام دوستانی که توی وبلاگ پیدا کردم، وابسته شدم. همه ماهایی که به این وبلاگ سر می زنیم قراره سوار یک  کشتی بشیم و مقصد هممون یکیه، فقط تاریخ بلیط هامون فرق داره . واسم خیلی جالبه که اونهایی که قبلا سوار شدن و الان به مقصد رسیدن و  پیاده شدن از خاطرات سفرشون  گفتن و منی که الان سوار همون کشتی هستم دارم تمام خاطرات اونها رو تجربه می کنم و کسانی هم خواهند بود که خاطرات منو در سفرهای آتی شون تجربه خواهند کرد. هر کدوممون توی این سفر باحوادث مختلفی برخورد کردیم و بیان این خاطراته که سفر رو برای مسافرین بعدی امن تر و قابل لمس تر می کنه هرچند که هیجان سفر رو براشون باقی خواهد گذاشت.  امیدوارم همونطورکه ناصر، سپیده، بابک و حسین عزیر تمام تلاششون رو برای کمک به ما انجام دادن و می دن، من هم بتونم با کمک شما دوستان، نقش کوچیکی در آسون تر کردن مسیر سفر برای همسفرامون ایفا کنم. این قصه ها رو گفتم که برم سر بحث شیرین مصاحبه


اکثر بچه هایی که مصاحبه کردن تجربه های خودشون از مصاحبه رو گذاشتن و شاید در نظر اول این بحث تکراری بیاد ولی از اونجاییکه مصاحبه نقش تعیین کننده ای در نتیجه تمامی فعالیت ها و سختی های مهاجرت داره، هرچی بیشتر ازش بدونیم بهتره.


با فرض اینکه همه ما در مورد نیوزیلند کلی تحقیق کردیم و اطلاعات کلی در مورد شرایط زندگی و کار در نیوزیلند داریم، من آمادگی برای مصاحبه رو به دو فاز تقسیم می کنم. فاز اول زمانی شروع میشه که کیس آفیسر اولین ایمیل رو می زنه و خودشو معرفی می کنه و یا مدرک درخواست می کنه و بهر حال ما متوجه میشیم که کیس آفیسر دار شدیم و پروندمون به جریان افتاده. اگر به آمار جدول ما هم نگاه بندازید می بینید که از مقطعی که کیس آفیسر دوستان مشخص شده تا زمان مصاحبه، دوستان  چیزی بین 4 ماه تا دو سال وقت داشتند. این زمان از نظر من زمان طلایی آمادگی برای مصاحبه است. تعدادی از کارهایی که میشه در این فرصت با فراغ خاطر انجام داد رو براتون لیست می کنم:

 

1-      اقدام برای کاریابی با تمامی توان. از طریق وب سایت شرکت های فعال در حوزه کاری خودتون، سایت های کاریابی و ارتباط مستقیم با آزانس های کاریابی. اینکارو حتماً در اولویت های زندگیتون قرار بدید. اولاً در خلال اینکار کلی اطلاعات راجع به دانش های مورد نیاز در رشته های تخصصتون دستتون میاد. دوماً کلی لینک پیدا می کنید و از همه مهمتر جواب ها و قرار مصاحبه های احتمالی که در خلال این جستجو ها و اقدام ها بدست میارید، در مصاحبه به دردتون می خوره. اینکار از اون کارهایی نیست که بذارید واسه دو روز مونده به مصاحبه چون زمانبره از من به شما نصیحت!

2-      تحقیق و بررسی در مورد نیوزیلند و بازار کار مرتبطتون رو از یاد نبرید. این هم باز از کارهایی نیست که بشه گذاشت واسه دقیقه 90!

3-      سوال های مصاحبه رو جایی داشته باشید و یکسری جواب های اولیه براشون تهیه کنید و در خلال تحقیقاتتون جوابهاتون رو تکمیل تر کنید. اینطوری وقتی که آفیسر ایمیل می زنه و میخواد قرار مصاحبه بذاره آدم استرس زیادی نمی گیره. از طرفی چون جوابها رو مرتط مرور و تکمیل کردید، حتی اگه سوال جواب ها جلوتون نباشه می تونید براحتی راجع بهشون صحبت کنید. ایده گرفتن از فایل مصاحبه دوستان قبلی می تونه به آدم ایده بده به شرطی که کپی/پیست نباشه.

4-      سعی کنید توی برنامه هفتگیتون کار کردن روی زبان انگلیسی رو بگذارید هرچقدر هم که زبانتون خوب باشه، آدم یه مدت که صحبت نکنه ممکنه موقع صحبت کردن تپق بزنه.

 

و حالا فرض می کنیم همه اینکارها رو انجام دادیم و آفیسر در مورد زمان مصاحبه ازتون می پرسه و شما وارد فاز دوم آماده سازی میشید. اگه  بجای منتظر نشستن توی مرحله قبل مشقاتون رو نوشته باشید، توی این فاز کار شما راحته فقط مطالب قبلی رو چک می کنید و در صورت نیاز آپدیت می کنید. سوال ها و جواب ها رو با ترتیب های مختلف با خودتون بارها و بارها مرور کنید. مصاحبه آزمایشی از اوجب واجباته و به قول آقا حسین یکیش واجبه و دو تا و حتی بیشتر مستحب. در حین مصاحبه کلی ایرادات آدم در میاد. سعی کنید خیلی روی کاغذهاتون تمرکز نکنید چون ممکنه چند تا سوال انحرافی ازتون پرسیده بشه که تمرکز شما روی کاغذهاتون رو بهم بزنه. در ضمن تمام پاسخهایی که از شرکت ها و رکروترها دریافت کردید و فکر می کنید پاسخ بدرد بخوری هست رو قبل از مصاحبه آماده کنید تا به محض اتمام مصاحبه برای آفیسر ارسال کنید.

 

همه اینکارهارو کردیم که برسیم به زمان مصاحبه!  شما در زمانی بین نیم ساعت تا یه ساعت فرصت دارید که آفیسر رو قانع کنید که آمادگی شروع کار و زندگی در نیوزیلند رو دارید.

 

  • اول از همه اگر در بدو صحبت چند تا سوال اول مصاحبه رو نفهمیدید و مجبور شدید بپرسید هیچ اشکالی نداره چون چند دقیقه زمان می بره تا به استرس خودتون غلبه کنید و با لهجه آفیسر آشنا بشید. اگه قبلاً باهاش تلفنی صحبت کرده باشید، می تونه کمک بزرگی باشه. آفیسر من چون جوونتر و کم تجربه تر بود با لهجه خیلی غلیظ و تند صحبت می کرد. اگه همچین اتفاقی افتاد ازش بخوایید که سوالی رو که نفهمیدید دوباره تکرار کنه. این مشکل در مورد آفیسر های قدیمی شاید کم تر باشه ولی این احتمال رو در نظر بگیرید و هول نشید.
  • در مورد ترتیب سوالات هم باید بگم که ممکنه کاملاً در هم بپرسه و شما رو چک کنه برای همین می گم که بهتره جواب ها رو در ذهنتون داشته باشید و کاغذ ها رو برای شرایط اضطراری جلوتون داشته باشید که چیزی از قلم نندازید.
  • یه مورد دیگه ای که من در مصاحبه باهاش برخورد کردم این بود که کلی در مورد شرایط کاری فعلیم در ایران از من سوال کرد. این تجربه جدیدی بود و بهتره که برای این دست از سوالات هم آماده باشید. برای مثال در مورد نحوه استخدام من در شرکت فعلی و اینکه چند نفر توانایی انجام کار من در شرکت رو دارند و آیا این امکان وجود داره که کارم رو به نفر دیگه ای منتقل کنم، از من پرسید. علاوه بر این از من پرسید که دقیقاً امکان انجام همین کار در نیوزیلند  رو دارم و یا نه؟ بقیه سوالات کاملاً مشابه سوالاتی  بود که از سایر دوستان پرسیده شده بود، بجز چند مورد جزیی که خوب طبیعیه. حتماً از آمار و ذکر مرجع در جواب هاتون استفاده کنید.
  • بعضی از کیس آفیسر ها ممکنه در انتهای صحبت شما فیدبکی به شما بدن مثل بسیار خوب یا OK و یا چیزی شبیه این که آدم احساس کنه آفیسر جوابش رو گرفته. اما کیس آفیسرمن چنین فیدبکی نمی داد که البته اشکالی هم نداره. بیشتر می خواستم اینرو برسونم که خیلی نگران فیدبک های آفیسر در زمان مصاحبه نشید و آرامش خودتون رو حفظ کنید.

 

بعد از اتمام مصاحبه هم ایمیل های مورد نظر رو که در مصاحبه هم بهشون اشاره کردید براش بفرستید و بابت مصاحبه ازش تشکر کنید.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
ما اینجا نظرات و تجربیات شخصی خود را به اشتراک می گذاریم این اطلاعات به هیچ وجه جنبه پیشنهاد و یا توصیه ای ندارد و نویسندگان هیچگونه مسئولیت قانونی برای مطالب بیان شده ندارند