X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان

مسافرت به سرزمین مادری تعطیلات نیست!

1392/11/09 ساعت 01:59

یه چیزی که توی همه وبلاگهای مهاجرتی کمتر ازش ذکر میشه٬ اتفاقای بعد مهاجرته. شاید بشه اتفاقای بعد مهاجرت رو اینجوری دسته بندی کرد:

۱- ماجراهای کاریابی 

۲- ماجراهای کارهایی که انجام میشه برای جاافتادن مثل گواهینامه گرفتن٬ راه افتادن بچه ها تو مدرسه٬ و غیره

 

اتفاقا من توی این نوشته نمی خوام به این ماجراها بپردازم. می خوام به ماجرایی بپردازم که به زور تو دسته ۲ جا میشه. به حسهایی بپردازم که طی زمان درون آدم نسبت به سرزمین مادریش پیدا میشه و تغییراتی که می کنه.این البته تجربه های شخصی منه و الزاما برای همه درست نیستند. به نظر من این اتفاقا خوب نیستند٬ به عبارت دیگه هر چی که میگذره تو دورتر و دورتر میشی از جایی که روزی خونه تو بوده. علاوه بر اون از آدمهای اونجا هم دور میشی و این هیچ ربطی به خواستن و یا نخواستن شما نداره. منظور از آدمها٬ افراد درجه یک خانواده نیستند. من‍ظور دوستان٬ همکاران و همه اونایی هستند که روزی رابطه نزدیکی وجود داشته و حالا فاصله شما با اونا به هزاران کیلومتر رسیده. 


سیر تاثیرات مهاجرت بر زندگی و باورهای آدم همیشه برام جالب بوده و هنوز نمیدونم این تاثیرات تا کجا پیش میره. من معمولا سالی یه بار میام ایران و هر سال تغییراتی رو توی خودم حس می کنم که عجیبه. این تغییرات هنوز عادی نشده اند٬ اما سیر تکاملشان را کم کم دارم حس می کنم. این حس ها هر سال بیشتر از سال پیش میشن. میگن که زمان همیشه همه مسایل رو حل میکنه٬ اما اینجا فکر کنم بیشتر مساله درست میکنه! هر سال نسبت به سال قبل خیابونا ناآشنا تر میشن٬ رفتار مردم غریبه تر و فاصله تو با آدمهایی که روزی خیلی نزدیک بودند٬ بیشتر. 


اصلا حس خوبی نیست گم شدن در جایی که روزی شهر تو بوده و رابطه یک طرفه با ادمهایی که خاطرات فراوون باهاشون داری. مرور خاطرات روزی تمام خواهند شد و حس تو با دوستان قدیمی هم جایی در همان خاطرات متوقف خواهد شد. حس خوبی نیست اطلاعات یک طرفه دادن از کاری به نام مهاجرت٬ در جایی که تو به دنبال بازیافت حسهای از دست رفته ات از یک مکالمه صمیمانه دو نفره هستی٬ به یاد ایام قدیم. متکلم وحده بودن و احساس لذت از این کار فقط برای عده ای خوب است٬ نه همه. اما به طرف مقابل هم باید حق داد٬ اگرچه همین حق دادن٬‌ باز فاصله را زیادترمی کند...


مسافرت به سرزمین مادری به نظرم چیزی که اینجا بهش vacation می گن٬ نیست. vacation قاعدتا جایی ست که ذهنت و جسمت را از خستگی های یک سال آزاد کنی. جاییست که خودت را آماده کنی برای یکسال کاری دیگر. اما مسافرت به سرزمین مادری ما مفهومی عجیب و غریب تر از این دارد که در غالب ۳-۲ کلمه بگنجد. هر سال که میایی انگار که ماجراهای یکسال قبل در دور تند ۱-۲ هفته ای از جلوی چشمانت رد می شوند و این هم خوب نیست. وقتی همه چی آرام بگذرد٬ چیزی متوجه نمی شوی. اما وقتی به این تندی تغییر آدمها و مکان ها و همه چیز را می بینی٬ اوضاع خیلی فرق می کند. پنهان کردن افسوس کار ساده ای نیست. تو هیچ وقت از خانه ات خسته برنمیگردی٬ اما اینجا انگار داستان طور دیگری رقم می خورد. خاورمیانه جای خوبی نیست٬ اگر سرزمین مادریت خاورمیانه باشد.


شخصا دلم بیشتر از همه چیز برای طعمها تنگ می شود. اما تست طعمها هم بعد از چند بار آمدن تکراری می شود. حس خوبی نیست بریدن از جایی به نام سرزمین مادری. اما واقعیتیست انکار ناشدنی که مسبب آن زمان است وبس. بارها هنگام دیدار یک دوست یا چشیدن یک طعم آرزو کرده ام که زمان متوقف شود٬ اما نمی شود و بدی اش این است که سال بعد این طعم و آن دوست هم عوض شده اند. قاتل همه این حس های خوب اما همان زمان است!


عادت گاهی چیز خوبی است و گاهی بد. اینجا اما بد است. سالها که تکرار می شوند همه به جز معدودی دیگر به دوری ات عادت کرده اند. می دانند که دیگر نیستی و حق هم دارند. تو هم عادت کرده ای به اتفاق های روزهای اندک بودن در سرزمین مادری ات. روزها را صرفا به تکرار تجربه های تکراری سالهای قبل می پردازی و هر سال می گویی که سال بعد دیگر اینهمه روز نیازی نیست. یک ماه می شود سه هفته٬‌ سه هفته ۱۰ روز و در نهایت هر چند سالی اگر وقت کنی (!!) می آیی. 


خوب نیست که حلقه آدمها و مکانها در سرزمین مادریت دایم کوچک و کوچک تر شوند. اما انگار زمان کار خودش را می کند و کاری به خواسته ها و حس های تو ندارد. انگار اینجا زمان چیزی فراتر از مفهوم فیزیکی اش است. اشتراکات تو را با جایی که تو از آنجا امده ای کم کم از بین می برد و چیزی میشوی معلق در فضا. جبر زمانه همیشه کار خودش را خوب بلد است و بخواهی یا نخواهی در این بازی باید بازی کنی و نتیجه بازیت هم جز باخت چیز دیگری نیست! تو به فراموشی بازنده می شوی و بخواهی نخواهی فراموش می کنی سرزمین مادریت را...


پی نوشت: پیغام های خصوصی زیادی رو من تو اینباکسم می بینم که طبق یک رسم قدیمی و خوب! سوالها قراره که تو کامنتها جواب داده بشه. 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
ما اینجا نظرات و تجربیات شخصی خود را به اشتراک می گذاریم این اطلاعات به هیچ وجه جنبه پیشنهاد و یا توصیه ای ندارد و نویسندگان هیچگونه مسئولیت قانونی برای مطالب بیان شده ندارند