دو مهاجر

در این وبلاگ در مورد مهاجرت آن می خوانید. هدف باز شدن راهی برای آشنا شدن بیشتر با مهاجرت و چالشهای آن است.

دو مهاجر

در این وبلاگ در مورد مهاجرت آن می خوانید. هدف باز شدن راهی برای آشنا شدن بیشتر با مهاجرت و چالشهای آن است.

مرجع کامل جابجایی


پی نوشت 1: خوشبختانه هنوز جوهر این پست خشک نشده خبر خوش رزیدنت ادی54 اومد. تبریک به ادی و همه بچه های 2مهاجر

پی نوشت 2: کتایون عزیز لطف کردن و فایل مصاحبه خودشون رو در اختیار من قرار دادن که جهت استفاده دوستان در این آدرس قرار میدم

پی نوشت 3: مدتی قبل مجتبی عزیز چک لیست مفصلی از وسایل مورد نیاز در جابجایی در اختیارم قرار داد که جهت استفاده دوستان در این آدرس قرار دادم


حال که خوشبختانه تعداد زیادی از عزیزان ویزای رزیدنت را گرفته اند و دیر یا زود راهی سرزمین ابرهای سفید هستند، فرصت را غنیمت شمردم و مطلبی با عنوان مرجع کامل جابجایی آماده کردم که امیدوارم مفید باشد.

آمادگی های اولیه قبل از پرواز به نیوزلند از شیرین ترین مراحل مهاجرت است که در عین حال ریزه کاری های فراوانی را شامل می شود. با توجه به وقت زیادی که این مرحله از فرد و خانواده وی می گیرد، لازم است هر چه سریعتر تاریخ پرواز را برنامه ریزی کرد که پی آمد آن بتوان زمان بندی و برنامه ریزی خوبی برای پیش نیازهای آن داشت. بخشی از آمادگی ها برای همه افراد ضروری و یکسان بوده و بخشی دیگر کاملا وابسته به وضعیت فرد می باشد. در این نوشتار سعی می کنم ملاحظات لازمه را ذکر کنم. قاعدتا در بسیاری موارد بهترین انتخاب با خود شماست. محتویات این پست در صفحه ای با همین عنوان نیز آمده است:

  

ادامه مطلب ...

بهترین زمان برای ورود به نیوزیلند

این یکی دو هفته خیلی هفته‌های خوبی بود و خبرهای فوق العاده فوق العاده خوبی داشتیم برای دوستان وبلاگ.  امیدوارم که دنباله خبرهای خوب و موفقیت‌های تک تک دوستان همینطور ادامه داشته باشه و در بقیه مراحل هم همینطور و به همین شیرینی نتیجه بگیرید. 

راستش، حالا که کار تعداد زیادی از دوستان درست شده و احتمالا تمام بلیط‌های تهران-اوکلند به زودی فروش میره،  بد ندیدم که در خصوص بهترین زمان اومدن به نیوزیلند یه گپی بزنیم. چیزی که می‌خوام بگم، نظر شخصی منه و سعی می‌کنم که مطابق با تجربیاتم باشه. 

ممکنه به طور میانگین 4-6 ماه زمان لازم باشه تا کار پیدا کنید. البته این رو بر اساس اطلاعاتی که از دوستان در فیلد IT به دست آوردم می‌گم. ممکنه برای فیلدهای دیگه کاری و سایر تخصص‌ها این زمان کمتر یا بیشتر از این باشه. و فراموش نشه که نمونه آماری در دسترس اینجانب خیلی بزرگ نیست. حتی دوستان ایرانی‌ای اینجا هستن که ظرف 4-5 هفته کار مورد نظر خودشون رو پیدا کردن. دوستانی هم هستن که بیش از 8 ماه دنبال کار گشتن. اما زمان میانگینی که تقریبا از پرس و جو از مهاجرای اینجا بهش رسیدم، بیشتر به حدود 4 تا 6 ماه نزدیکه. و وجه مشترک همه اینها هم اینه که همگی در نهایت کار مرتبط با تخصص خودشون رو پیدا کردند. (به جز دو سه موردی که جای پای قوی در کشور خودشون داشتن و برگشتن به کشورشون) 

با توجه به اینکه شما هم باید یه بازه معقول حدودا 5 ماهه رو برای خودتون در نظر بگیرید، فکر می‌کنم بهترین زمان برای اومدن به نیوزیلند زمانیه که یا در حدود 5-6 ماه قبل از پایان سال و تعطیلات سال نو باشه، یا اساسا بعد از اون. اینجا از اواخر نوامبر شرکتها دیگه خیلی دنبال جذب نیرو نیستن (دقیقا مثل اسفند ماه در ایران که شرکت‌ها بیشتر دنبال بستن حساب و کارهای آخر سال و گزارش به صاحبان سهام و ... هستن). ضمنا یه تفاوت عمده تعطیلات سال نو در نیوزیلند با کشورهای نیمکره شمالی اینه که مدارس هم در فصل تابستان (ژانویه و فوریه) تعطیلات طولانی دارن و تابستون تبدیل به فصلی میشه که فعالیت خیلی از شرکت‌ها کند میشه. از اوایل فوریه کم کم فعالیت بازار حالت تندتری به خودش می‌گیره و آگهی‌های زیادی برای جذب نیرو در سایتها و جراید پخش میشه. به عبارتی، ماه‌های آپریل و می، ماه‌هایی هستن که اصولا موجی از نیروهای تازه استخدام شده در شرکت‌ها کارشون رو شروع می‌کنن. (تقریبا میشه گفت فرایند آگهی تا استخدام و شروع به کار حدود 2 ماه برای سازمانها طول میکشه؛ هرچند بسته به طول و عرض سازمان، این مدت متغیره) 

بنابراین، من فکر می‌کنم که دوستانی که تازه approve شدن، بهتره که برنامه‌ریزی‌هاشون رو یا به نحوی انجام بدن که قبل از اتمام آگوست بیان نیوزیلند یا اینکه این کار رو به اواخر ژانویه موکول کنن. اجرای گزینه اول یه مقدار بعید به نظر می‌رسه، چون فرستادن مدارک، صدور ویزا، خرید بلیط، انجام کارها در ایران و ... احتمالا به بیش از یک ماه زمان نیاز داره. 

نوشته بالا یه فرمول غیرقابل تغییر یا صادق برای همه دوستان نیست. مسلما اگه از توانایی خودتون، نیاز بازار به تخصصتون، توانایی مالی‌تون و سایر موارد براوردهای دیگه‌ای داشته باشید، می‌تونید زمانبندی دیگه‌ای داشته باشید. 

نظر شما چیه؟ 


پ. ن. 1: نورسیده هنوز نرسیده بابا! شما تو مدرسه ثبت نامش هم کردین.   ولی انشاله به زودی میاد؛ نسل دوم دومهاجری‌ها! 


پ. ن. 2: خدا را شکر پگاه عزیز هم رزیدنت گرفت  . مبارکش باشه. انشاله باز هم تو همین هفته خبرهای خوب داشته باشیم. من دیگه قرص زیرزبونی می‌خورم، میام کامنتا رو چک می‌کنم. 

پ. ن. 3: دیرینگ. من برگشتم با یک خبر خیلی خوب. داریوش و سپیده عزیز(همسر داریوش)  هم رزیدنت گرفتند و کیف ما رو کوک کردند  . با تشکر از علی123 عزیز که ملت رو خون جگر کردند. 

مصاحبه به میمنت و مبارکی برگزار شد!!!


خب بالاخره مصاحبه من هم به مبارکی و میمنت انجام شد و از این بعد جزو منتظران ظهور ویزای رزیدنت خواهم بود. خدا را شکر همه چیز بخوبی پیش رفت و سئوالات هم طبق معمول همونهایی بود که همه می دونن و آفیسر هم خیلی راحت و خوب صحبت می کرد. فقط لازم می دونم 2 نکته خیلی مهم رو برای دوستان مطرح کنم که بنظرم خیلی مثمر ثمر بود. اول اینکه احوال پرسی اولیه کمک زیادی به کاهش استرس و ایجاد فضای دوستانه می کنه (بد نیست جملاتی رو توی ذهن آماده داشته باشید) و نکته دوم اینکه اگر قصد دارید از برگه هایی استفاده کنید، قبلش تمرین کافی کرده باشید که بدونید دقیقا هر سئوال در چه برگه ای قرار دارد و بتونید بلافاصله جواب هر سئوال رو پیدا کنید.

فارغ از اینکه نتیجه مصاحبه چی باشه بر خودم فرض می دونم از چند دسته تشکر و سپاس گذاری داشته باشم:

1-از هستی بخش بی همتا که این توان و انرژی رو به من و خانواده ام داد که تا این مرحله رو با موفقیت پیش بیاییم

2-از همسر عزیزم طیبه که با صبر و شکیبایی همواره پشتیبان من بوده است

3-از ناصر و سپیده عزیز که بنیان این وبلاگ بسیار مفید و تاثیر گذار رو گذاشتند

4-از سپیده، مهدی دوست منصور  و آیت الله JandM بزرگ که نکات مهمی را در باب مصاحبه به من آموختند

5-از بابک، مجتبی و علی123 عزیز که نتیجه تحقیق و بررسی خودشون رو در قالب فایل مصاحبه در دسترس من گذاشتند

6-از رضا، علی123 و کتایون عزیز که در نوبت های مختلف مصاحبه آزمایشی با من انجام دادند و نکات بسیار مهم و مفیدی رو متذکر شدند

7-از همه دوستان و عزیزان وبلاگ که از طرق مختلف انرژی مثبت و دعای خیرشون رو همراه من کردند بخصوص داریوش، سپیده همسر داریوش، تی تی، مهتاب، مریم همسر علی123، آزاده و ..............


پی نوشت1: به سلامتی الهام عزیز هم رزیدنت گرفت و یک خانواده را از نگرانی درآورد. امیدوارم ذیل همین پست خبر رزیدنت بقیه مصاحبه دادگان رو هم بنویسم

پی نوشت2: خدا را شکر حسام عزیز هم رزیدنت گرفت و قلب ما را شاد کرد. شیطونه می گه این پست رو بذاریم بمونه تا رزیدنت ها قطار بشن 

پی نوشت3: خدایا مردیم از خوشی. سینا هم رزیدنت گرفت . فعلا از پست مست خبری نیست. تا همه بچه ها رزیدنت نگیرن من پست جدید نمی ذارم

پی نوشت4: تا 4 نشه بازی نشه (البته فعلا). خوشبختانه همین الان خبر رزیدنت پویا هم اومد . دوستان لطفا به تشویق ها ادامه دهید

پی نوشت5: خبر خیلی کوتاه ولی بسیار موثر است. شهاب هم رزیدنت گرفت . ظاهرن اداره مهاجرت نتونست فشار بی امان بچه های وبلاگ رو تحمل کنه و یک گل دیگه به ما تقدیم کرد

پی نوشت6: اگه قول بدید آرامش خودتون رو حفظ کنید یه خبر دیگه هم میدم. کتایون هم رزیدنت گرفت . از سهمیه فعلی رزیدنت 4 تا دیگه مونده. بدو بدو تا تموم نشده

پی نوشت7: خدایا به امید خودت. روز از نو رزیدنت از نو. آماده اید؟ آرمان هم رزیدنت گرفت . از سهمیه فعلی رزیدنت 3 تا دیگه مونده. حراج شد

پی نوشت8: من یکی که دارم از خوشحالی منفجر میشم شما رو نمی دونم. مهتاب عزیز هم رزیدنت شد . خدایا شکرت بخاطر این همه خبرهای خوب. بعد از استراحت کوتاهی برای رزیدنت بعدی بر می گردم. انشالله

پی نوشت 9: بعد از شنیدن این همه خبرهای خوب و به مناسبت روشنی دلهامون، قالب پوسته وبلاگ رو عوض کردم. باشد که رنگ دلمون هم مثل رنگ وبلاگ، آبی زلال و صاف باشه

آمادگی ذهنی برای مهاجرت

به نظرم رسید یه کمی در خصوص مقتضیات مهاجرت بنویسم. بعیده که قبلا راجع به این موضوع ننوشته باشیم، اما بعیده که روش توقفی کرده باشیم تا بیشتر در موردش فکر کنیم. 

خیلی از دوستانی که در میانه راه مهاجرت هستن به صورت خصوصی یا به صورت کامنت در همین وبلاگ از من در خصوص یک سری جزییات می‌پرسن. از فحوای کلامشون اینطور برمیاد که بیش از حد دنبال حفظ یا copy/paste شیوه زندگی ایرانشون تو نیوزیلند هستن. منظورم از شیوه زندگی دقیقا «شیوه زندگی» هست. اگر قدم تو مسیر مهاجرت گذاشتید، یکی از دهها عارضه مهاجرت «تغییرات اساسی» در زندگی هست. تغییراتی که تثبیتشون و انطباق پیدا کردن باهاشون به طور میانگین دو سال طول می‌کشه (منحنی 6F رو یادتونه؟). اگه آمادگی برای این تغییرات رو در خودتون ایجاد نکرده باشین، مطمئن باشید که ضربه می‌خورید و به F سوم هم نمی‌رسین.  نمی‌خوام تو دلتون رو خالی کنم. اما خواهش می‌کنم یه مقدار واقع‌بینی به تفکراتتون و چشم اندازی که ترسیم کردین، تزریق کنید. این آمادگی و واقع‌بینی می‌تونه شامل آمادگی برای مواجهه با مشکلات زیر باشه: 

1. شوک زبان انگلیسی (عاجزانه خواهش می‌کنم ابعاد واقع‌بینانه این مشکل رو در نظر بگیرید: مشکل زبان خودتون تو محل کار، مشکل زبان همسر و استقلالش یا عدم استقلالش از شما در انگلیسی صحبت کردن، مشکل یادگیری زبان توسط فرزندان و لزوم حمایت شما)، 

2. مشکلات اقتصادی اوایل ورود به نیوزیلند،

3. مشکل پیدا کردن دوستان جدیدی که بتونید در مواقع لزوم روی کمک و حضورشون حساب کنید، 

4. مشکل از دست دادن چیزهای ریز و درشتی که حضور و وجودشون تو ایران بهتون آرامش خاطر می‌ده؛ از خوردن یه لیوان آب یخ (که ممکنه همین هم مدتی هرچند نه چندان طولانی در دسترستون نباشه) بگیرید تا وسایل خونه و وسایل شخصی مورد علاقه مثل آلبوم‌های عکس و .... همین چیزهای به ظاهر بی‌اهمیت هستن که بخواهید یا نخواهید شخصیت ما رو می‌سازن. بخواهید یا نخواهید با وسایل خونه‌تون اخت شدید و وجودشون بهتون آرامش خاطر می‌ده و عدم وجودشون باعث تشویش می‌شه. هیچ فکر کردین چرا شب اولی که به محیط جدید می‌رید، خوابتون نمی‌بره؟ (احتمالا حسین عزیز می‌تونه تو یه پست جداگانه در خصوص Safe Toilet Syndrome واسه‌تون بنویسه. )

اما همه اینها قابل پیش‌بینیه. باید قبل از اومدن سنگ‌ها رو با خودتون وابکنید و منتظر این مشکلات باشید تا غافلگیر و مستاصل نشید. حالت دیگه می‌تونه این باشه که قدم تو راه مهاجرت گذاشته باشید و آماده این ضربات و مشکلات نباشید. درسته که این جملات رو همه از بر هستید و شاید شنیدن و خوندنش براتون عادی و کسل کننده باشه. اما خواهش می‌کنم با دقت بخونید و یه بار دیگه بهشون فکر کنید. خیلی‌ها با تعجب راجع به فاصله چند ماهه ورود ما به نیوزیلند و خرید یه سری از وسایل خونه (ولو وسایل نسبتا ضروری) می‌پرسن. و من با تعجب ازشون می‌پرسم مگه قرار بود غیر از این باشه؟ مگه قرار بود اتفاق دیگه‌ای بیفته؟ 

تقریبا هیچ مشکلی نیست که بتونه زانوی آدمیزاد رو خم کنه. اما اگه کسی برای خودش انتظاراتی ایجاد کرده باشه و آمادگی ذهنی مشکلات و چالش‌ها رو نداشته باشه، قطعا ضربه سختی می‌خوره. خواستم ازتون خواهش کنم آماده تغییرات بزرگ باشید. بالشخصه معتقدم «گر تکیه دهی وقتی، بر تخت سلیمان ده *** ور پنجه زنی روزی، در پنجه رستم زن» اما پنجه‌تون به اندازه پنجه حریف قوی باشه تا باهاش در بیفتین. با رجز خوندن که کار درست نمیشه. 

پس یه لحظه مکث کنید، چشماتون رو ببندین، خوب فکر کنید که چه کار دارید می‌کنید، کجای کار هستین و چند ماه دیگه کجا خواهید بود و با خودتون عهد کنید که تغییرات رو از هر جنسی که باشه می‌پذیرید و خودتون رو تطبیق می‌دید. 

مرجع کامل پیوندها

 

در طول پروسه مهاجرت، از شروع به فکر کردن درباره این موضوع تا تصمیم گیری، آمادگی زبان، اپلای کردن، مصاحبه دادن و غیره نیازمند اطلاعات فراوانی از سایت های مرجع و کاربردی متفاوت هستیم. در این صفحه تلاش می کنم یک دایرکتوری مفصل از پیوندها و منابع مفید و پرکاربرد ارائه دهم. محتویات این پست در صفحه ای با همین عنوان نیز آمده است:

   ادامه مطلب ...