ماسک کوچک کننده بینی
ماسک چندکاره مخصوص بینی پاک کننده، کوچک کننده و فرم دهنده |
مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|
مقایسه هزینه ها در شهرهای مهاجر پذیر دنیا ..
در راستای اعداد و ارقام یه چند تا مقایسه جالب دیگه برخوردم که فکر کنم خیلی خیلی قابل توجه باشه .. راستش خیلی از شما می خواهید بدونید که خرج زندگی در نیوزلند چه جوری هست و هزینه ها چقدره اما خوب هرچقدر هم که ما مثلا قیمت اجازه و خوراک و غیره رو بگیم و یا میزان تقریبی حقوق ها باز هم اونقدر که باید سطح هزینه ها ملموس نخواهد بود تا وقتی که ادم خودش توی اون کشور زندگی کنه .. اما از طرفی چون هدف مهاجرت هست و در نهایت راهیه که تصمیم گرفتید برید خیلی خوبه که یه مقایسه ای بشه بین اینجا و سایر شهرهای مهاجر پذیر دنیا و حتی اوکلند و سایر شهرهای مهم نیوزلند .. و البته نتایج جالبه ..
من شهرهای مهاجر پذیر دنیا رو که برای ما ایرانی ها اشناتره انتخاب کردم مثل تورنتو و سیدنی و دبی و تهران و .. که این هزینه ها ملموس تر بشند .. اگر شهر خاصی رو دوست دارید بگید تا امارش رو براتون در بیارم :) کلا رفتم در خط اعداد و ارقام ها .. بگذریم .. جدول های زیر رو خودتون ببینید و نتیجه بگیرید ..
اول دوتا شهری که خیلی بین اشون بعضی دو شک هستند .. جالبه که همیشه من از همه می شنیدم که سیدنی خیلی ارزونتر از اوکلند هست و کم کم خودم هم داشتم قانع می شدم .. میزان درامد های بالاتر مالیات کمتر و زندگی ارزونتر از سیدنی برای من شهر ایده الی ساخته بود و امار زیر مقایسه جالبی رو نشون می دن :
Auckland Vs Sydney |
Consumer Prices in Auckland are 15.41% lower than in Sydney |
Rent Prices in Auckland are 51.92% lower than in Sydney |
Restaurant Prices in Auckland are 17.30% lower than in Sydney |
Groceries Prices in Auckland are 19.13% lower than in Sydney |
Local Purchasing Power in Auckland is 13.00% lower than in Sydney |
همونطوری که می بینید همه چیز در اوکلند هزینه کمتری داره مخصوصا هزینه اجاره (و خرید) خونه .. اما در نهایت نشون داده شده که قدرت خرید مردم کمتره .. نمی دونم این رو چه جوری می شه تفسیر کرد اما شاید درامد های بهتری جواب مناسبی باشه چون تا اونجا که فهمیدم مالیات اونقدر متفاوت نیست .. و البته امکاناتی که دولت برای خرید برای مردم قرار می ده شاید سود کمتر و یا وام های بهتر .. نمی دونم ..
این رو یه جورایی می دونستم .. زندگی در کانادا کلا ارزونتر هست .. و البته به جز هزینه اجاره ها .. اینجوری اگر پیش بره باید خونه ات رو نیوزلند اجاره کنی و گوشت و سبزیجات رو از یه کشور دیگه بخری
جدول رو ببنید .. (در مورد ونکور هم امار همین بود واسه همین دیگه جدول اشو نذاشتم)
Auckland Vs Toronto |
Consumer Prices in Auckland are 14.33% higher than in Toronto |
Rent Prices in Auckland are 15.60% lower than in Toronto |
Restaurant Prices in Auckland are 6.11% higher than in Toronto |
Groceries Prices in Auckland are 4.62% higher than in Toronto |
Local Purchasing Power in Auckland is 18.59% lower than in Toronto |
به مقایسه لندن و اوکلند نگاه کنید و دیگه خودتون نتیجه بگیرید:
Auckland Vs London |
Consumer Prices in Auckland are 3.57% lower than in London |
Rent Prices in Auckland are 49.54% lower than in London |
Restaurant Prices in Auckland are 17.83% lower than in London |
Groceries Prices in Auckland are 7.40% higher than in London |
Local Purchasing Power in Auckland is 4.57% lower than in London |
اما توی خود نیوزلند چه خبره .. راستش فکر کنم هیچ وقت شکی نبوده که اوکلند جز گرونترین شهرهاست و البته که کرایسچرچ خوب خیلی همه چیز ارزونتره .. این هم مقایسه اش:
Auckland Vs Christchurch |
Consumer Prices in Auckland are 20.02% higher than in Christchurch |
Rent Prices in Auckland are 66.47% higher than in Christchurch |
Restaurant Prices in Auckland are 4.49% higher than in Christchurch |
Groceries Prices in Auckland are 11.68% higher than in Christchurch |
Local Purchasing Power in Auckland is 5.26% higher than in Christchurch |
اما امار در مورد اوکلند و ولینگتون یه کمی بالا و پایینه ..
Auckland Vs Wellington |
Consumer Prices in Auckland are 8.83% higher than in Wellington |
Rent Prices in Auckland are 17.60% higher than in Wellington |
Restaurant Prices in Auckland are 5.26% lower than in Wellington |
Groceries Prices in Auckland are 2.97% lower than in Wellington |
Local Purchasing Power in Auckland is 18.49% lower than in Wellington |
و اما از اونجاییکه که بهترین قسمت رو می ذارن اخر قضیه شهر تهران رو با اوکلند مقایسه کردم که یه کم با اعداد نجومی حال کنیم .. قطعا همه چیز از ایران گرونتره و البته اختلاف هم بالاست .. اما جالبه که با همه این وجود قدرت خرید مردم چه جوریه :
Auckland Vs Tehran |
Consumer Prices in Auckland are 104.33% higher than in Tehran |
Rent Prices in Auckland are 40.55% higher than in Tehran |
Restaurant Prices in Auckland are 98.85% higher than in Tehran |
Groceries Prices in Auckland are 96.68% higher than in Tehran |
Local Purchasing Power in Auckland is 84.71% higher than in Tehran |
با تمام این اختلافات و گرونی های زیاد قدرت خرید مردم حدود ۸۵ درصد بالاتره .. فکر کنم دیگه کسی از من نپرسه با این گرونی اوکلند چه جوری می شه زندگی کرد .. و البته یه دوست خوب نظر خوبی دادند اینه که میزان امکاناتی که در کشورهای غیر ایران برای زندگی و خرید برای مردم تهیه می شه مثل وام و غیره خیلی خیلی بهتر هست و همین باعث می شه که قدرت خرید به صورت چشمگیری بالا بره .. به هرحال این اعداد کاری بود که از دست من بر میومد .. ایشالا جواب حداقل بعضی سوال ها رو داده باشه ..
به امید دیدار همتون
سپیده
آمار رفت و امد از مرزهای نیوزلند
به جای ساعت آب و هوا و ساعت رو گذاشتم اگر باعث می شه بلاگ کند شه یا مشکل دارید لطفا بگید .. مرسی :)
------------------------------------------------------
اول که بگم که عاشق هیجان و دوستیی هستم که اینجا داریم .. خیلی جالبه ..وقتی یکی یه مرحله ای پیش می ره و یا مشکلی ازش حل می شه خوشحالی و گرمی که بین همه هست واقعا دوست داشتنی هست و همینطور وقتی کسی مشکلی داره اینکه همه هرچی می دونیم می ذاریم کنار هم تا شاید راهی براش پیدا کنیم واقعا ستودنی هست .. این روزها که ادم ها فقط به فکر خودشون هستند و اصولا پاشون رو می ذارن روسر بقیه که بالا برن داشتن یه همچنین دوستانی حتی که هنوز هم دیگرو رو در رو نمی شناسیم مثل معجزه است .. امیدوارم قدر هم دیگه رو بدونیم .. و وقتی رسیدید به اونچه داریم براش تلاش می کنیم همچنان هم رو فراموش نکنیم .. راستش بعد از مدتی دوستان در غربت می شن خانواده و کسانی که جایی ندارند در این جمع کم کم خودشون فیلتر می شن و جا می مونند .. بگذریم ..
نمی دونم تاحالا این اخبار و امار رو دیدید یا نه .. برای من خیلی جالب بود .. گفتم برای شما هم بذارم اینجا :
تعداد اپلیکیشن های ویزیت در سال ۲۰۱۱ و ۲۰۱۲ تا حالا از کشورهای مختلف به تعداد زیر بوده:
ایران: ۸۵۵ بوده که یه تعداد متوسط و رو به پایین تقریبا هست در مقابل بقیه .. مثلا کشور چین ۱۵۵۴۳۲ تا اپلیکیشن داشته که خودتون می بینید چرا همه جا پر از چشم بادومیه .. و یا مثلا هند ۳۳۱۲۳ تا اپلیکیشن داشته اند که در مقایسه با بقیه کشورها و بدون در نظر گرفتن چین که رقمش نجومیه تعداد فوق العاده بالاییه .. البته این از کشور هند هست و هندی های جزایر مختلف رو شامل نمی شه و اونها خودشون امار فوق العاده بالایی دارند .. بعد از این کشورها بالاترین ها و اعداد ۴ رقمی مال امریکا تایلند اندونزی فیلیپین افریقا جنوبی و جزایر اطراف هستند ..
در یک سال گذشته بیشترین تعداد اپلیکیشن هایی که تونستند کار بگیرند و به همراهش ویزای کار به ترتیب در مناطق زیر بوده :
| Auckland |
| Canterbury |
| Wellington |
| Otago |
| Waikato |
| Bay Of Plenty |
| Marlborough |
| Hawkes Bay |
و کلا در حدود ۹۸۰۰۰ نفر از این طریق در سال گذشته وارد کشور شدند.
اما در مورد ویزای کاری داده شده که لزوما آفر کار نداشته اند و در موردشون تصمیم گیری شده امار زیر رو ببینید :
انگلیس و هند و چین بالاترین درخواست رو داشتند در حدود ۱۷۰۰۰ نفر و بعد از اون امریکا و المان و فیلیپین در حدود ۶ تا ۸ هزار نفر و در این میان عدد ایران ۳۵۲ نفر بوده ..
این خیلی جالبه ..
در ۱ سال گذشته یعنی از اواسط ۲۰۱۱ تا حالا که می شه حدود ۱ سال تعداد کسانی که وارد کشور شدند به شرح زیر هست:
برای اقامت حدود سیصدهزار نفر ۳۰۰۰۰۰
برای تحصیل حدود ۶۴ هزار نفر
و از استرالیا حدود ۷۴۱۰۰۰ نفر
و برای کار حدود صدهزار نفر ... بعنی حدود
یعنی اگر فقط دانشجو و مقیم و کار رو در نظر بگیرید در سال گذشته باید حدود ۴۰۰ هزار تا حدودا به جمعیت نیوزلند اضافه شده باشه ولی جمعیت نیوزلند حدود ۱۰ ساله که تغییر زیادی نداشته و کماکان ۴ میلیون نفره ..
به نظر من این نشون می ده نیوزلند یه جورایی شاه راه شده .. مردم میان اقامت می گیرند و یا شهروند می شند و بعد می رن .. خیلی ساده ..
می دونید ایران توی قسمت این امار بالاترین امتیاز رو اورده !! حدس اش شاید سخت نباشه .. توی پناهندگی .. بعد از چین و تایلند با بیشترین تعداد پناهنده در سالهای گذشته ایران هست البته با رقابت نزدیک .. اما همین روند هم رو به تنزل بوده .. جدول زیر رو ببینید :
تعداد پناهنده های ایرانی در طول سال ها زیر:
| Iran | 1997/98 | 1998/99 | 1999/00 | 2000/01 | 2001/02 | 2002/03 | 2003/04 | 2004/05 |
| 157 | 101 | 110 | 131 | 110 | 133 | 105 | 65 | |
| 2005/06 | 2006/07 | 2007/08 | 2008/09 | 2009/10 | 2010/11 | 2011/12 | Total | |
| 31 | 32 | 22 | 28 | 30 | 44 | 31 | 1,130 |
و اخرین نکته ای که خیلی مربوط به شما می شه : در حال حاضر یعنی همین الان حدود ۳۱۸۰۷یعنی نزدیک سی و یک هزار تا اپلیکیشن از سراسر دنیا دستشونه و در حال بررسی هست و از این تعداد فقط ۴۷۶ ایش از ایرانه :) که خوب واقعا زیاد نیست ...
خلاصه ایشالا کار همه زود راه بیفته .. دیدید این افیسر ها خیلی هم بنده خداها تنبل نیستند ..گناه دارند خوب 
حتما این لینک رو در صورتی که دوست داشتید برای اطلاعات بیشتر ببینید .. جالبه
سپیده
یادآوری! ویزای Silver Fern Job Search!!!
آخرین خبر: زمان اقدام برای ویزای سیلورفرن به دلیل مشکلات سایت ۴ می ساعت ۱۰ صبح به وقت نیوزلند است. (لینک)
><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><>
این پست برای یادآوری به اوناییه که دنبال راههای سریع و سیر برای نیوزلند می گردن. Silver Fern Job Search visa جمعه این هفته ساعت 10 به وقت نیوزلند (ساعت 2:30 صبح به وقت تهران)، باز میشه. مثل پارسال 300 نفر هم بیشتر ظرفیت نداره و در واقع یه موقعیت خیلی خوب برای مجرد هاست.
شرایط گرفتن این نوع ویزا هم ایناست:
1- سن بین 35-20
2- موقعی که برای این ویزا اقدام می کنید خارج نیوزیلند باشید
3- حداقل مدرک لیسانس و داشتن 2 سال سابقه کار مرتبط با رشته تحصیلی
4- مدرک آیلتس 6.5
5- مبلغ 4200 دلار نیوزیلند به عنوان هزینه زندگی موقعی که در نیوزیلند هستید.
6- ویزای Silver Fern Job Search visa یکبار برای هر کسی صادر می شود و قبلا نباید این ویزا اقدام کرده باشید.
7- همه مراحل تایید مدرک تحصیلی و تاییدیه شغلی شامل این ویزا هم میشه.
دارندگان ویزای Silver Fern Job Search visa که موفق به پیدا کردن کار تخصصی بشن، می تونن برای یه ویزای 2 ساله اقدام کنن و ...اطلاعات بیشتر رو می تونید تو این لینک بخونید.
برای اقدام برای این ویزا هم از این آدرس استفاده کنید. بد نیست شانستون رو امتحان کنید!
ناصر
پی نوشت: لیست long term از 10 آوریل آپدیت شده، اگه جدیدا میخواین اقدام کنید توصیه می کنم حتما این لیست رو یه چک بکنید. لینکش کنار صفحه هست.
چرا دکترا؟
راستش قرار بوده که من اینجا راجع به این که چطوری میشه برای پی اچ دی پذیرش گرفت، بنویسم. اما هر چی فکر کردم که یه راست برم سراغ قضیه، نتونستم خودم رو راضی کنم. در واقع سوال اصلی و مهم تر از پذیرش دکترا گرفتن اینه که چرا دکترا؟ چرا باید پی اچ دی بخونیم؟ چرا باید رنج درس خوندن در 5-4 سال رو به جونمون بخریم و دوباره درس بخونیم؟
راستشو بخواین به نظر من، توی جامعه ایرانی و حتی جامعه ایرانی خارج از کشور، دکترا خوندن یه جورایی ارزش شده و مثل خیلی از چیزهایی که ما جماعت وارد فرهنگمون می کنیم و کلا یه تغییر اساسی بهش دادیم، این قضیه هم رنگ عوض کرده. بودن دانشجوی دکترا و یا داشتن مدرک دکترا یه برتری اجتماعی محسوب میشه و این قضیه اون رو از هدف اصلیش دور می کنه.
امروز با چند تا از دوستان که صحبت می کردم، راجع به این قضیه صحبت می کردیم که چقدر دانشجوهای ایرانی زیاد شده اند. حتی سن های بالا مثلا 45-40 سال که عمری در ایران کار کرده اند رو می تونی به عنوان دانشجوی فوق لیسانس ببینی. حداقل هر چی که باشه، نشونه خوبی برای یه مملکت نیست این قضیه. به همین نسبت تقاضا برای دوره های دکترا هم زیاد شده. برای یه موقعیت دکترا در سوئد شما بدون شک، تقاضای خیلی زیادی از ایران می بینید که به نحو چشمگیری بیشتر از قبل شده. اینقدر این قضیه چشمگیر بوده که حتی کشورهایی مثل نروژ محدودیت هایی رو برای دانشجوهای ایرانی قائل شده اند که این هم نشونه خوبی نیست. بگذریم.....
در واقع با داشتن مدرک دکترا شما به یک تولید کننده دانش تبدیل میشید و خوب مسلما متفاوته با یه نفر که از دانش استفاده می کنه. تحصیل در مقطع دکترا در خارج از ایران، یک کار محسوب میشه. کاری که در کنارش چیزهای زیادی هم یاد می گیرید. تفاوتش هم با کار اینه که درسته که روی کاغذ ساعت مشخصی باید کار کنید، اما در عمل معمولا بیشتر از ساعت معمول کار می کنید. از طرف دیگه ساعت های کاری هم انعطاف بیشتری داره. در دوره دکترا علاوه بر اون معمولا خودتون تعریف می کنید که چه کاری انجام بدید و این یه مقدار متفاوت از کار معمولیه که به شما میگن که شما چی کار بکنین. در طی این مدت هم مسلما ایده پردازی شما قوی تر میشه و یه جورایی هم پوستتون کلفت تر میشه!! در واقع مجبورید خودتون صورت مسئله طرح کنید و خودتون هم راه حل پیشنهاد بدید و بارها انجام دادن این کار، توانایی هاتون رو در جهت حل مسائل مختلف بیشتر میکنه. یه جورایی کار جنبه فردی بیشتری داره تا کار در شرکت ها و کمپانی های مختلف.
داشتن مدرک دکترا مسلما یه راههایی رو برای شما باز می کنه و یه درهایی رو هم به روتون می بنده. با گرفتن مدرک دکترا، کار پیدا کردن رو برای خودتون محدود می کنید. دلیلش هم معلومه. اولا خودتون حاضر نیستید هر کاری انجام بدید و از طرف دیگه شرکت های مختلف هم هر کاری رو به شما نمیدن! این در واقع به این معنیه که کارهایی که به تحصیلات و تجربه شما بر می گرده تعدادشون خیلی کمتر میشه و اگر هم برای کارهایی که به تحصیلات و تجربه پایین تر نیاز دارن اقدام کنید، به راحتی به دلیل over qualify بودن ردتون می کنن. چون انگیزه لازم برای انجام اون کار رو ندارین. موقعیت های کاری شما محدود به مراکز تحقیقاتی و شرکت هایی که بخش های تحقیق و توسعه دارن میشه. همه شرکت ها هم مرکز تحقیق و توسعه الزاما ندارن.
یه سوال که خیلی ها از خودشون می پرسن اینه: من اینقدر باهوش هستم که دکترا بخونم؟ جوابش اینه: سوال کلا اشتباست. از خودتون بپرسید اینقدر اشتیاق دارین که دکترا بخونین؟! از خودتون بپرسین حاضرین روزهایی از آخر هفته هاتون رو برای کاری که بهتون معمولا اضافه هم چیزی پرداخت نمیشه ، بزارین؟ یا مثلا حاضرین بیشتر از ساعت های کاری معمول کار کنید؟ قضیه اینجاست که در مقایسه با کارهای معمول و یا مثلا تحصیل در مقطع فوق لیسانس، سختکوشی و پشتکار خیلی بیشتری لازم دارین.
یه چیزی هم که ممکنه باعث سو تفاهم بشه اینه که با تحصیل در مقطع دکترا، مدیر خوبی میشیم و یا کار آفرین خوبی میشم. در صورتی که همونطور که در بالا گفتم، هدف تربیت محقق است و بس. برای مدیریت و کارآفرینی رشته های خیلی خوبی مثل MBA و یا Entrepreneurship هستند که با خوندن این رشته ها مسلما وضع بهتری چه از لحاظ مالی و چه کاری خواهید داشت.
همونطور که قبلا گفتم، تحصیل در مقطع دکترا آسون نیست و فشارها و استرس های خیلی زیادی رو باید متحمل بشید. ناامید شدن و به بن بست رسیدن چیزیه که در این مقطع زیاد اتفاق میافته. خیلی مهمه که به کاری که دارین می کنین علاقه خیلی زیادی داشته باشین. بالشخصه خیلی ها رو دیدم که این دوره رو نیمه کاره ول کردن و ادامه ندادن. پس قبل از تصمیم به اقدام خوب راجع بهش فکر کنین. درسته که این روزها روزهای خوبی برای خیلی از ماها نیست، ولی بهتره قبل از انجام کاری که به هیچ وجه آسون نیست، روش بهتر و بیشتر فکر کنیم. با علاقه دنبالش کنیم و به صرف گرفتن مدرک و یا مهاجرت، سراغ PhD نریم. برای مهاجرت از طریق تحصیل راههای مناسب تری هم هست...
در قسمتهای بعدی راجع به پذیرش گرفتن دکترا می نویسم....فعلا تا بعد...
/ناصر
پی نوشت 1: این نوشته ربطی به تحصیل در مقطع دکترا در ایران نداره که بحث دیگه ای رو می طلبه. راستشو بخواین من اطالاعات درست و حسابی هم ازش ندارم.
پی نوشت 2: متاسفانه این روزها سر من خیلی شلوغه و فرصت درست و حسابی برای جواب دادن به کامنت ها رو ندارم و اکثرا سپیده عزیز زحمتشو کشیده.
پی نوشت 3: سوال ها و کامنت هایی این روزها می بینم که بارها و بارها بهشون جواب داده شده. با تول باری که بالای صفحه می تونین منحصرا داخل بلاگ جستجو کنید. من دوباره خواهش می کنم قبل از پرسیدن سوال، وبلاگ و سوال های جواب داده شده و گفتگو های انجام شده بین دوستان رو مطالعه کنید.
بهبود بازار کار و انتقال صنایع از استرالیا به نیوزیلند
سلام دوستان... یکی از دوستان خوبمون که از خواننده های خوب امون هم هستند و الان در نیوزلند اقامت دارند زحمت کشیدند و این پست رو برامون نوشتند .. برای خود من هم جالب بود .. از ایشون هم خیلی خیلی تشکر می کنم ..
سپیده
--------------------
بهبود بازار کار و انتقال صنایع از استرالیا به نیوزیلند
هزاران فرصت شغلی در پی انتقال صنایع و بازار کار استرلیا به نیوزیلند در حال ایجاد شدن هستند. روزنامه سیدنی مورنینگ هرالد چاپ استرالیا روز چهارشنبه (۱۸ آوریل) در مقالهای نوشت که به دلیل پایینتر بودن دستمزدها در نیوزیلند صنایع و شرکتهای استرالیایی در حال انتقال تمام یا بخشی از فعالیتهای خود به همسایه جنوبی خود هستند. این روزنامه کارخانه دخانیات Imperial Tobacco رو مثال زده که در حال منتقل کردن خط تولید سیگار خودش به نیوزیلند است. نمونه دیگه فروشگاههای زنجیرهای Woolworth هست که ۴۰ تا مرکز خدمات و تماسش رو به اوکلند منتقل کرده. صنایع غذایی استرلیا هم از این قافله عقب نیستند، شرکت مواد غذایی Heinz با ایجاد کارخانه بزرگ در هیستینگز (نیوزیلند) ۳۰۰ تا فرصت شغلی رو از ۳ ایالت استرلیا به نیوزیلند آورده. صنایع غذایی McCain مثال دیگهای هست که با انتقال خط تولیدش به نیوزیلند تونست از رقیب قدیمیش Simplot Australia جلو بیفته.
همونطور که گفت شد دلیل اصلی پایینتر بودن دستمزدها در نیوزیلند است. طبق آمار سازمان جهانی کار، در سال ۲۰۰۸ میزان دستمزد در بخش تولید در استرلیا و نیوزیلند به ترتیب ۳۵ دلار و کمتر از ۲۰ دلار در ساعت بوده است. وزیر اقتصاد نیوزیلند، Bill English, عامل دیگهای رو هم دخیل میدونه و اون انعطاف پذیری بیشتر صنعت و ثابت بودن بهای انرژی در نیوزیلند نسبت به همسایه شمالیاش است.
اما حزب کارگر نیوزیلند چندان با این داستان موافق نیست و میگه که سیگار و مرکز خدمات آیندهای نیست که ما به دنبالشیم و ما نمیخواهیم که مکزیک استرالیا بشیم. وزیر اقتصاد هم بجای اینکه انرژیش رو صرف استفاده غلط از مزیت پایین بودن دستمزد بکنه بهتره که ایده بهتری برای رونق بخشیدن به اقتصاد کشور پیدا کنه. مثل اینکه این حزب کارگر غرغرو خبر نداره که کشورهایی مثل چین، تایلند، مالزی،... با این روش تونستند اقتصادشون رو متحول کنند. به هر حال این انتقال صنایع هیچ خوبی نداشته باشه برای مهاجرین و تازه واردین که خیلی خوبه.
منابع:
http://www.smh.com.au
http://www.labour.org.nz
مقایسه اوکلند و سیدنی
دوستان چند تا از کامنت ها که بی جواب مونده بود رو جواب دادم .. اگر سوال بی جواب داشتید دوباره نگاه کنید :)
سپیده
------------------------------------------------------------------------------------------------------
بچه ها زبونم مو در اورد .. هرکی کامنت جدید داره روی پست اخر کامنت بذاره .. وقتی کامنت می ذارید رو پست یه قرن پیش هیچکی نمی بینه کسی هم اونوقت نمی تونه باهاتون همفکری کنه .. از من گفتن بود والا واسه من فرقی نمی کنه به خدا ..
-----------------------------------------------------------------------------------------------------
منم بلاخره از سفر برگشتم .. چند روز تعطیلات عید Easter رو رفته بودم سیدنی .. جای همتون خلاصه خیلی خالی بود .. اما منظورم از نوشتن این پست اینجا این بود که یه مقایسه ای براتون کنم بین این دو تا شهر بزرگ نیوزلند و استرالیا .. خیلی ها ممکنه وقتی برای مهاجرت مقصدی رو انتخاب می کنند فرصت اینکه برن و شهرها رو ببینند و بر اساس سلیقه شخصی کشور مقصد رو انتخاب کنند نداشته باشند و خوب اونقدر هم شرایط ساده نیست که حتی اگر شرایطش رو داشته باشند بتونند انتخابی داشته باشند .. بگذریم .. اما خیلی ها درباره تفاوت ها و شباهت های این دو نقطه مهاجر پذیر دنیا یعنی استرالیا و نیوزلند پرسیده بودند. .. راستش من نمی تونم با یه سفر این مقایسه رو انجام بدم اما حداقل مشاهداتم رو بین این دو شهر بزرگ یعنی اوکلند و سیدنی براتون می نویسم ..
در نگاه اول وقتی وارد شهر سیدنی می شی اگر در اوکلند زندگی کرده باشی تفاوت خاصی بین اونها حس نمی کنی .. نوع خیابون بندی ها و ظاهر شهرها و .. خیلی خیلی شبیه هم هستند .. ظاهر ادم ها و نوع لباس پوشیدنشون و حتی قوانین راهنمایی و رانندگی همه و همه شبیه هستند .. راستش اگر چشماتون رو ببندند و بذارنتون وسط شهر شاید نتونی بگی الان وسط اوکلند هستی یا سیدنی .. ..
اما تفاوت فوق العاده قابل مشاهده وقتی دیده می شه که یه دوری توی خیابون ها و مخصوصا مراکز خرید و قسمت های دیدنی تر و شلوغ تره شهر می زنی .. به جرات می تونم بگم تعداد مهاجرین فوق العاده بیشتر از نیوزلند در سطح شهر دیده می شه .. رستوران ها و پارک ها و مرکز شهر و غیره اونقدر مهاجر می بینی که تقریبا یادت می ره در کشور استرالیایی هستی .. البته برخی از قسمت های شهر طبعا تعداد استرالیایی ها بیشتره و مهاجر به اون صورت نداره .. اما در نیوزلند کلا در همه شهرها تعداد نیوزلندی ها و اروپایی های مهاجر به مراتب بیشتر از مهاجرین به چشم می خوره و شاید دلیلش این باشه که نیوزلند به اندازه استرالیا مهاجر نمی گیره و در ضمن تعداد مهاجرین اروپایی زیادی داری ..
یه تفاوت دیگه که بازهم بدون هیچ توجه و نکته بینی خاصی به چشم میاد تعداد زیاد مهاجرین هندی هست .. در نیوزلند بیشتر مهاجر چینی و کلا چشم بادومی می بینی و در سیدنی بیشتر هندی ..
اگر یه دوری در شهر بزنید و از روی پل معروف اشون رد شید و کلا یه نگاهی به نقشه کنید و در نهایت دنبال چند تا ادرس بگردید متوجه می شید سیدنی از نظر وسعت زندگی شهری خیلی بزرگتر از اوکلند هست.. انگار اوکلند یه ماکت از کوچیک شده سیدنی باشه .. تعداد اتوبان های بیشتر .. مراکز خرید بزرگتر .. وسعت بخش مرکز شهر بیشتر و ساختمان های بلند به مراتب بیشتر از اوکلند داره .. اما مغازه ها و برندها .. حتی فروشگاه ها و رستوران ها دقیقا همون هایی هستند که ما اینجا داریم .. مثلا من خیلی دلم می خواست مراکز خرید رو در سیدنی ببینم اما وقتی رفتم اونقدر برند ها و مغازه ها شبیه و همون هایی بودند که در اوکلند هست که کلا فرقی احساس نکردم ..
چهره شهر باز خیلی شبیه بود اما ترافیک و رفت و امد به مراتب بیشتر بود .. و البته به تمیزی و مرتبی اوکلند نبود سیدنی .. خوب در نظر بگیرید جمعیت کل نیوزلند که کلا ۴ میلیون و خورده ای هست رو حدودا فقط در یک شهر داشته باشید ..
اما خوب با توجه به این موضوع قاعدتا باید فرصت های شغلی و کاری بهتری در سیدنی وجود داشته باشه .. کلا طبق شنیده های من رنج حقوقی در استرالیا بالاتر هست و البته بعضی سرویس ها ارزونتر و بعضی سرویس ها گرونتر از نیوزلند ..
خوراکی و خرید های روزانه مثل مایحتاج های معمولی تقریبا هم قیمت با اوکلند بود اما مثلا قیمت خونه خیلی گرونتر .. و یا مثلا هزینه هایی مثل پارکینگ واقعا باور نکردنی بود .. در سیدنی یک مساله خیلی متفاوت دیگه وجود اتوبان هایی هست که باید برای رد شدن ازشون Toll پرداخت کنید .. و این اتوبان ها اتوبان های اصلی شهر هستند و یه جورایی suburb ها رو به مرکز شهر وصل می کنند و نمی شه از استفاده ازشون اجتناب کرد .. و هر بار رد شدن از اوتوبان باید ۳ الی ۵ دلار برای ماشین های معمولی پرداخت کنید ..
اما در نیوزلند اکثر اتوبان ها Toll Free هستند و فقط معدودی رو باید پول بدید اون هم بین شهری است تقریبا مثل ایران .. در اکثر suburb های اطراف نیوزلند همیشه پارکینگ مجانی پیدا می شه و ماکزیمم پارکینگ مثلا برای ۱ روز کامل نهایتا در گرونتر قسمت ها ۱۵ دلاره در صورتی که توی سیدنی من پارکینگ ۱ روزه ۵۵ دلار دیدم .. اما از طرف دیگه مثلا موبایل و سرویس ها ارتباطی مثل اینترنت و غیره خیلی خیلی ارزونتر هست و قطعا جمعیت بالاتر و رقابت بیشتر باعث می شه این سرویس ها ارزونتر باشه ..
راستش بعد از نوشتن لینها شاید حس کنید من با دید منفی نسبت به سیدنی این متن رو نوشتم اما واقعیتی رو که دیدم سعی کردم تشریح کنم .. سیدنی شهر فوق العاده زیبایی هست و قطعا جای فوق العاده ای برای زندگی .. خیلی از نیوزلندی ها وقتی درسشون تموم می شه مهاجرت می کنند به استرالیا و اکثرا ترجیح می دهند اونجا کار کنند.
وقتی توی سیدنی زندگی کنید شاید اوکلند براتون احساس کنید تنگ باشه اما اگر در اوکلند زندگی کنید قطعا سیدنی اون ارامش نیوزلند رو هرگز براتون نداره ..
سپیده
-----------
یاداوری : ما به هیچ پیغامی به صورت خصوصی و ایمیلی و غیره جواب نمی دیم .. وقتی از طریق لینک تماس با ما برامون پیغام می فرستید هیچ راهی به جز ایمیلی پاسخ دادن نیست و ما مجبور می شیم ندیده بگیریم .. .. پس لطفا سوالتون رو از طریق کامنت ها بپرسید .. مرسی :)
Easter holiday
یکی از تعطیلات مهم اینوری ها Good Friday و Easter Monday هست.
عید Easter یا عید پاک در واقع همیشه یکشنبه است اما از اونجایی که اگر روز تعطیل روز شنبه و یا یک شنبه بیفته اینجا همیشه اولین روز کاری بعدش رو تعطیل می کنند همیشه دوشنبه تعطیل می شه و کلا می شه تعطیلات Easter Monday . روز جمعه رو هم تعطیل می کنند چون فکر کنم یه اعتقاداتی تو مایه های هفته فاطمیه دارند و توی روز رستاخیز مسیح سنت های مختلف اختلاف دارند .. به هر حال ..
عید پاک روزی است که مسیحیان معتقدند عیسی مسیح پس از اینکه به صلیب کشیده می شه دوباره زنده می شه.. یکی از دوستان مسیحی ام برام داستانش رو اینجوری تعریف کرد که در واقع وقتی حضرت مسیح رو به صلیب می شکند اون رو زیر خروار ها سنگ می ذارند و سربازان زیادی دورش نگهبانی می دهند که از مرگ اش مطمئن بشند ولی کسی که از اونجا رو می شده بهشون می گه من مسیح رو دیدم که از سر یه تپه معروف در اورشلیم رد می شد و بعد سنگ ها رو کنار می زنند و می بینند که حضرت مسیح غیب شده و در واقع اینجوری هست که معتقدند دوباره زنده و رستاخیز مسیح اتفاق افتاده و این موضوع رو جشن می گیرند.
توی عید پاک اکثرا می بینید که همه جا پر از شکلات هایی به شکل خرگوش و تخم مرغ هست. که در شکل ها و رنگ های مختلف می فروشند. خرگوش در واقع نشونه باوری و فررسیدن بهاره و تخم مرغ رنگی جایی خوندم نشونه از هنر رنگرزی که عیسی داشته و به نظر خودم فقط دلیلی برای شادی در وسط ساله ..
این تعطیلات بهانه دیگه ای هست برای حراج ها و غیره و معمولا می بینید همه جا کلی حراجی هست و وقت خوبیه برای خرید ..
راستی روز عید پاک تاریخ ثابتی نداره و معمولا بین ۲۲ مارچ تا ۲۵ اپریل هرسال عوض می شه. حالا چرا اینقدر بازه اش زیاده نمی دونم ..
یه اتفاق مهم دیگه اینکه روز اول اپریل ساعت ها هم ۱ ساعت به عقب می ره و در واقع ساعت زمستانی شروع می شه و اینجوری اختلاف ساعت ۹ ساعته با ایران در اینجا می شه ۷ ساعت چون اونها هم ساعتشون رو ۱ ساعت جلو می کشند.
خلاصه اینکه در نهایت می شه یه جمعه تا دوشنبه تعطیل و وقتی خوبی برای مسافرت و استراحت و غیره .. اگر خدا خواست و مهاجر دیار غربت شدید یادتون باشه برای این روزها همیشه زودتر برنامه ریزی کنید چون هم بقیه دور و برش مرخصی زیاد می گیرند و هم پرواز ها و هتل ها و غیره سریع پر می شه ..
منم می رم چند روز هوا بخورم و زود بر می گردم ..
خوش باشید
سپیده
ساعت زمین یا Earth Hour
این پست خوب هیچ ربطی به مهاجرت و داستانهاش نداره و صرفا راجع به یه اتفاقیه که هر سال داره میافته و مثل اینکه از سال قبل در ایران هم انجام میشه.
خیلی خلاصه اگه بخوام بگم داستان از این قراره که برای نشون دادن نمادین اینکه ما به فکر زمین هستیم، توی اکثر کشورهای دنیا روز 31 مارچ که امروز 13 فروردین میشه، سر یه ساعت بخصوصی (ساعت هشت و نیم تا نه و نیم شب) همه چراغ های خونه هاشون و یا ساختمون هاشون رو خاموش می کنند. صفحه گوگل هم حتی چراغهاش خاموش میشه و سیاه میشه! این ساعت، ساعت زمین بهش گفته میشه.

امسال مثل اینکه توی تهران چراغ های میدان آزادی و برج میلاد، در اصفهان چراغ های سی وسه پل و در اهواز چراغ های پل سفید خاموش میشن. در شهرهای دیگه هم برنامه هایی هست که من ازشون خبر ندارم به صورت دقیق. خلاصه اگه جایی بودید که یهو دیدین چراغ ها خاموش شدند، نترسید...قضیه برمی گرده به ساعت زمین..خواستین می تونین خودتون هم در این برنامه شرکت کنید... عکس زیر هم اهرام مصر رو قبل و هنگام ساعت زمین نشون میده..

تاریخچه ای هم اگه از این اتفاق براتون بگم اینه که اولین بار در سیدنی استرالیا و در سال 2007 این کار انجام شد و در سال قبل در 135 کشور دنیا این کار انجام شده.
من خیلی نمی خوام راجع به این قضیه که چقدر حال زمین بده! چیزی بنویسم که جاش اینجا نیست. صرفا دعوتتون می کنم که فیلم An inconvenient truth یا یک حقیقت تلخ رو ببینید. لینک تورنت این فیلم اینجاست. این فیلم قسمتی از برنامه کمپین الگور معاون سابق بیل کلینتون رئیس جمهور قبلی آمریکا در حمایت از محیط زیست بوده که خودش هم در این فیلم شرکت داره.
/ناصر
پروژه های خانگی ..
یکی از بهترین چیزهایی که در این غربت دیدم و دوست دارم اینه که ادم می تونه خیلی از کارها و تغییراتی رو که دلش می خواد توی خونه با سلیقه خودش و خودش انجام بده .. اونقدر همه چیز برای استفاده مردم عادی راحت و بدون دردسر تهیه شده که می تونید کارهایی زیادی رو خودتون انجام بدید..
ما چند وقت بود تصمیم داشتیم اشپزخونه رو دیوارهاش رو کاشی کنیم. و راستش اصلا هم از این کارها سردر نمیاریم .. و البته اگر کسی رو میاوردیم باید هزینه زیادی رو می دادیم ..خوب پس تصمیم گرفتیم با راهنمایی و کمک دوستان؛ خودمون اولین پروژه خونگی رو انجام بدیم ..
برای اولین قدم باید موارد اولیه می خریدیم که باز هم دقیقا نمی دونستیم چیا لازم هست ..
برای اینجور خرید ها و کارها یک سری فروشگاه های خیلی بزرگ هستند که انواع و اقسام چیزها رو دارند و می تونید هرچی رو لازم هست ازشون بگیرید. برای مثال همین پروژه کاشی کاری ما .. وقتی رفتیم یکی از افرادی رو که مسئول همین کار کاشی ها بود پیدا کردیم و کاملا برامون توضیح داد چه چیزهایی لازم داریم و چه جوری باید کار رو انجام بدیم .. کاشی و موادی که وسط خط ها باید استفاده بشه و ابزاری رو که برای این کار لازم دارید. حتی می تونید اگر کاشی هاتون به برش احتیاج دارند اونها رو علامت بزنید و ببرید براتون ببرند و یا حتی خودتون دستگاه بخرید و توی خونه ببریدشون..
این موضوع برای همه کارهای دیگه هم صدق می کنه. مثلا اگر می خواهید دور خونه حصار بزنید. جایی دیواری کم و زیاد کنی .. می خواهید گلخونه درست کنید و یا یه جایی سقف بزنید و وو و یا خیلی چیزهای دیگه .. حتی دیدم دوستانی رو خیلی راحت یه اشپزخونه و یا دستشویی جدید توی خونه درست می کنند ..
یه چیز خیلی خوبه دیگه اینه که مثلا توی این فروشگاه ها روزهای مختلف کارگاه های کوچیک به صورت مجانی برگزار می شه که به عنوان DIY یعنی Do it yourself شناخته می شه. می تونید توی این کارگاه ها شرکت کنید و بهتون مثلا در عرض ۱ ساعت انجام یه کار خاص رو اموزش می دهند ..
این فروشگاه ها توی نیوزلند از جمله : Mitre 10 , Miter 10 Mega, Bunning و Placemaker و خیلی جاهای دیگه هستند که البته این ها بزرگترین ها و معروف ترین هاش هستند .. و البته قیمت های مناسبی دارند ..
باید دقت داشته باشید البته که City Council به تغییراتی که شما توی خونه اتون انجام می دید گاهی حساس هست. درست کردن و تعمیر در و دیوار و غیره بدون تغییر طرح اصلی خونه نیازی به تائید City Council نداره اما اگر بخواهید تغییراتی از قبیل اضافه کردن یه اتاق جدید و یا حمام و دستشویی جدید و غیره و یا پارکینگ جدید داشته باشید باید حتما اجازه CC رو بگیرید که البته ارزون نخواهد بود.
همین طور نصب و تغییراتی مثل گازکشی و اضافه کردن لوله اب جدید و .. نیازمند Safety Certificate هم هست .. این قسمت قضیه بیشتر از لحاظ بیمه مورد اهمیت هست چون اگر خدایی نکرده اتفاقی بیفته و شما تغییراتی توی خونه داشته باشید بدون اینکه اجازه های لازم و گواهی های لازم رو داشته باشید بیمه دیگه مسئولیتی قبول نمی کنه و هزینه بابت مشکل ایجاد شده پرداخت نمی کنه .. همین طور اینجور تغییرات موقع خرید و فروش خونه می تونه دردسر ساز باشه و اگر توی مدارک خونه ذکر نشده باشه باید هزینه زیادی رو بپردازید تا در اون زمان براش اجازه بگیرید. ..
همه این موارد در مورد باغبانی هم صادقه .. تقریبا اینجا کسی رو پیدا نمی کنید که گوشه ای از خونه برای خودش چیز میز نکاشته و ازشون لذت نمی بره .. از اونجایی که میزان زمین نسبت به جمعیت کاملا زیاده معمولا خونه ها با فاصله زیاد و فضای زیاد ساخته شدند که امکان هرگونه نواوری رو توی خونه بهتون می ده ..
با همین روش DIY من در عرض این هفته کلا دستشویی و حموم رو متحول کردم .. البته هنوز از نتیجه کار راضی نیستم و شاید دوباره مجبور به قلمو دست گرفتن بشم ..
به هرحال اگر در نیوزلند یه حیاط کوچیک داشته باشید هیچ وقت بیکار نخواهید بود .. :)
سپیده
عیدتون مبارک .. سال نو مبارک
امشب به نیت همه دوستان خوبم توی این وبلاگ و به امید موفقیت در ارزوهاشون برای زندگی خوب و خوش در هر جای دنیا که دوست دارن و به مناسبت سال نو فال حافظ گرفتم .. تقدیم به همتون با یه عالمه تبریک عید :) ایشالا سالی باشه عالی و شروعی برای سال های عالی تر .. این هم جواب نیت ام در مورد مهاجرت برای همه دوستای خوبم : (این بیت اول شعر و بقیه اش هم توی حافظ بخونید)
سپیده
مرحبا طایر فرخ پی فرخنده پیام خیر مقدم چه خبر دوست کجا راه کدام
....
تعبیر: خبری به تو می رسد و زندگیت را دگرگون می کند. از موقعیت های به دست آمده، کاملاً استفاده کن تا همای رحمت را بر دوش خود احساس کنی. صبر داشته باش.
۴ شنبه سوری ..
سلام .. من اومدم :) دیدم نمی شه که همش از مهاجرت گفت .. مگه کلا چقدر چیز میز توی سایت هست که ما هم بخواهیم هر روز ازش بگیم .. اما از روزمرگی ها و زندگی اینجا تا دلتون می خواد می شه گفت .. تازه بعد از اینکه ویزا خوشگلاتون رسید دستتون و یا نشستید منتظر که افیسر بهت خبر بده دیگه دلت نمی خواد از پروسه ها بشنوید .. مگه نه .. تازه مگه ما چقدر حرف از مهاجرت داریم .. یه کم هم از زندگی بگیم ..
دیروز جای همتون خالی رفته بودیم خونه یکی از دوستای خوبمون جشن ۴ شنبه سوری برگزار کنیم .. تقریبا بعد از چند سال دور هم جمع شدن دیگه همه همدیگه رو تقریبا می شناسیم حتی اگر رفت و امدی نداشته باشیم .. با اینکه خیلی از دوستان نیومده بودند یه ۳۰-۴۰ نفری بودیم .. حس می کنم چهارشنبه سوری رو خیلی سالم تر و با ارامش بیشتری نسبت به ایران برپا کردیم .. هم اهنگ بود و هم فضای باز بود و هم اتیش و هم غذا و هم دوستای خوب .. از صدای انفجار و ترقه و منفجر شدن اجسام فضایی در اتیش هم خبری نبود .. هرکسی یه غذایی درست کرده بود اورده بود و همه دور هم می رقصیدند و .. کلا جاتون خال کلا خیلی خوش گذشت ..
اخرین ۴ شنبه سوری که از ایران یادمه رفته بودیم خونه مامان اینها و دور هم بودیم همگی .. که یهو دیدیم اسمون حیاط پر شد از یه چیزهایی سیاه .. حالا کدوم همسایه بی وجدانی چی سوزونده بود که تیکه های سوخته کاغذ و پارچه رو باد با خودش اورده بود نمی دونم .. فکر کنید اون همه پرده تمیز و فرش شسته شده توی حیاط و دوده که از سر و روی کوچه می ریزه و میاد تو .. شب هم که می خواستیم برگردیم خونه تقریبا خدا نجاتمون داد چون وسط خیابون یه موتور اتیش گرفته بود و درست موقع رد شدن از کنارش یه سری ادم های .. . چند تا بطری انداختند توی اتیش و کلا همه جا رو شیشه خورده برداشت .. و ماجراهای غیره و غیره و غیره که خودتون استادید و می دونید .. یعنی واقعا اینه مراسم ۴ شنبه سوری ایرانی .. اینه از روی اتیش پریدن و دعا برای سلامتی و دور شدن مریضی ها ..
خلاصه اینکه دلتون نخواد یه چند سالی هست دارم ۴ شنبه سوری واقعی رو حس می کنم .. اگر شد حتما براتون ازش عکس می ذارم ..
راستی با تشکر از یاداوری محسن جان .. اینجا هر سال بابت عید و ۱۳ به در ایرانی ها دور هم جمع می شند .. برنامه عید که امسال می دونم جایی رو گویا گرفتند و ورودیه اش هم نفری ۲۰ دلار هست و ظرفیت اش هم ۲۰۰ نفر .. من به شخصه خودم نرفتم و نمی دونم امسال برم یا نه اما اخبارش رو حتما به هرحال برای همگی می ذارم.
روز ۱۳ هم معمولا توی یه پارکی هم ایرانی ها جمع می شند. بازهم من نرفتم .. یعنی پارسال می خواستیم بریم اما جا موندیم به لطف بعضی دوستان که ادرس و روز رو اشتباه بهمون گفتند .. اما امسال سعی می کنم حتما اون ورا باشم و بازهم اخبارش رو بذارم .. خلاصه اینکه درسته اونقدر حال و هوای عید مثل ایران ادم رو نمی گیره اما کم هم بی تاثیر نیست ..
ایشالا سال خوبی داشته باشید ... :)
سپیده
Immigration New Zealand Operational Manual
آخرین نسخه پی دی اف Immigration New Zealand Operational Manual رو می تونید اینجا دانلود کنید. منتهی برای آخرین تغییرات همیشه نسخه HTML رو که لینکش کنار صفحه است رو هم چک کنید. نسخه پی دی اف صرفا برای سهولت استفاده است.
/ناصر
Some Facts about New Zealand
1- 24% خانواده های نیوزیلندی تک والدینی هستند و بیشتر از 40% کودکان مائوری هم همینطور. 17% از نیوزیلندی های اروپایی تبار شرایطی مشابه دارند.
2- با 2.5 میلیون ماشین برای حدود 4 میلیون جمعیت، نیوزیلند یکی از بیشترین آمارهای مسافرت با ماشین رو در دنیا داره. نیوزلندی ها حدود 2 درصد سفرهاشون ررو با اتوبوس و کمتر از 1% سفرهاشون رو با قطار انجام میدن.
3- در مقایسه با دیگر کشورها، نیوزلندی ها 5% کمتر از استرالیایی ها، 12% کمتر از انگلیسی ها، 30% کمتر از آلمانیها و 40% کمتر از ایرلندی ها الکل مصرف می کنند.
4- ولینگتون در مدار 41.2 درجه جنوبی، جنوبی ترین پایتخت یک کشور در دنیاست.
5- در سال 1980، نیوزیلند 70 میلیون راس گوسفند داشته و در سال 2008 این مقدار به 39 میلیون کاهش پیدا کرده است. در واقع در نیوزلند به ازا هر انسان، 9 تا گوسفند زندگی می کنند!البته بیشتر گوسفندها هم در جزیره جنوبی زندگی می کنند (20 گوسفند به ازا هر آدم!). 50% درآمد نیوزلند از همین گوسفندهاست.

6- در نیوزلند، یک پنجم ماشینها کمتر از 7 سال سن دارند. 2/3 بین 16-7 سال و یک ششم هم بیشتر از 16 سال.
7- 18% از نیوزلندی ها سیگاری هستند. یک مرگ از هر 5 مرگ به خاطر مصرف تنباکو است. 50% مائوری ها، 30% از Pacific Islander ها و 20% از اروپایی ها سیگاری هستند.
8- نیوزلند جزو تنها سه کشور دنیاست که 2 تا سرود ملی دارد. یکی God Save The Queen و اون یکی دیگه God Defend New Zealand است. در مسابقات ورزشی God Defend New Zealand همیشه پخش و خوانده میشود. دو کشور دیگر دانمارک و کانادا هستند. موقعی هم که ایشالا شهروند نیوزلند شدید سرود دومی رو می خونید.
9- نیوزلند از کشورهای زیر وارد کننده است (به ترتیب):
استرالیا، چین، آمریکا، ژاپن، سنگاپور، آلمان، مالزی، قطر، کره و تایلند.
10- نیوزلند جزو کشورهای خوب از نظر مرگ و میر جاده ای طبقه بندی میشه:
بریتانیا: 3 نفر به ازا هر 100،000 نفر
آلمان: 4.4 نفر به ازا هر 100،000 نفر
آسترالیا: 5.7 نفر به ازا هر 100،000 نفر
نیوزلند: 6.4 نفر به ازا هر 100،000 نفر
کانادا: 7.0 نفر به ازا هر 100،000 نفر
آمریکا: 10.6 نفر به ازا هر 100،000 نفر
ایران: 41 نفر به ازا هر 100،000 نفر
11- نیوزلند جزو 5 کشور بزرگ صادر کننده لبنیات است. این 5 کشور، 90 درصد تولید لبنیات دنیا رو بر عهده دارند. حدود نه میلیون گاو در نیوزلند زندگی می کنند!
12- بیشترین ورزشهای مورد علاقه در نیوزلند به ترتیب عبارتند از: راگبی، گلف، نت بال، فوتبال و کریکت.
13- عمده صادرات نیوزلند به این کشورها انجام میشود:
استرالیا، آمریکا، ژاپن، چین، بریتانیا، کره، اندونزی، آلمان، مالزی، هنگ کنگ.
11- برای نیوزلندی شدن باید به وفاداری به ملکه الیزابت سوگند بخورید!
12- pohutukawa درختی است که در شروع تابستان نیوزلند نماد کریسمس نیوزلندی هاست.

13- نیوزلند 10% از انرژی الکتریسته رو از انرژی Geothermal ناشی از فعالیت آتشفشانها، 55% از انرژی آبی و کمتر از 5 درصد از انرژی بادی تامین می کند.
14- بلندترین کوه نیوزلند 3،754 متر ارتفاع دارد به نام Aoraki Mount Cook.
15- تابستان ها و زمستان های نیوزلند حدود 10 درجه با هم تفاوت دارند. بیشترین آب و هوای شبه قاره ای در اتاگو دیده می شود و اکثر میوه های هسته دار مثل زردآلو و هلو در این منطقه به عمل می آید. دمای متوسط در تابستان 24 درجه و در زمستان 2- درجه است. میزان بارندگی متوسط 350 میلی متر در سال است. برای نواحی مختلف به شرح زیر:
کرایسچرچ: 635 میلی متر در سال
ولینگتون: 1250 میلی متر در سال
اوکلند: 1200 میلی متر در سال
16- 94% زندانی ها در نیوزلند مرد هستند. 50% مائوری، 36% اروپایی و 12% Pacific People هستند.
17- 30% نیوزلند پوشیده از جنگل است. محصولات جنگلی حدود 12% از صادرات نیوزلند را تشکیل می دهد.
18- ورزش بانجی جامپینگ اصالتی نیوزلندی دارد. (این همون ورزشیه که با در حالتی که یک طناب الاستیک به پاتون بسته شده از ارتفاع سقوط آزاد می کنید).

19- نیوزلند اولین کشور دنیاست که به زن ها حق رای داده است (سال 1893).
20- نیوزلند برای اولین بار توسط اروپاییان و در سال 1642 کشف شده است. ساکنان اصلی یا همان مائوری ها Dutch sailor Abel که اولین کاشف اونجا بوده رو از اونجا بیرون می کنند و دوباره در سال 1769 یک کاپیتان انگلیسی به اسم James Cook به اونجا میاد و ....
21- نیوزلند دو تا پرنده خیلی معروف داره. یکی که معرف حضور هست: کیوی. این پرنده که بال نداره و چشم و چارشم درست نمی بینه مظهر و نشان کشور نیوزلنده. پرنده دیگه اسمش موآ هست که نسلش در سال 1500 منقرض شده (بس که مائوری ها شکارشون کردن). این پرنده 3.6 متر قد داشته و حدود 300 کیلو وزن.
22- نیوزلند اولین کشوری است که سه رده سیاسی مهم توسط زنها گرفته شده: نخست وزیری (Helen Clark)، فرماندار کل (Dame Silvia Gartwright) و رئیس قوه قضاییه (Sian elias).
23- اولین کسی که اورست رو فتح کرد یک نیوزلندی بود به نام ادموند هیلاری.
/ناصر
چند نکته برای کار پیدا کردن در نیوزلند
تو این پست سعی دارم که راجع به کار پیدا کردن و مراحل اون بنویسم و سعی کردم که تمام منابعی که استفاده می کنم نیوزلندی باشه. ولی واقعیتش تفاوتی ندیدم بین سیستم نیوزلندی و انگلیسی. تقریبا همون استانداردهایی رو استفاده می کنن که همه جای دنیا استفاده می کنن و یه جورایی حتی فکر می کنم ساده ترش هم کردن.
1- اولین مرحله در پیدا کردن کار، داشتن رزومه و cover letter خوبه. برای این که این مساله رو روشن کنم، بزارین مراحل پیدا کردن کار رو تو ایران یک بار مرور کنیم. البته اینجا منظورم اون کارایی نیست که سفارشیه و یه راست میرین میشن رئیس... منظورم کاراییه که با توجه به سطح تحصیلات و سابقه کاریتون مناسبتونه و شما لیاقت گرفتن اون کار رو دارین. توی تهران که من اونجا کار کردم برای پیدا کردن کار میرفتیم روزنامه همشهری رو نگاه میکردیم، به خصوص شنبه ها و دوشنبه ها و اکثر کارها رو این روزنامه چاپ می کرد. تو صفحه های میونی هم یه نگاه مینداختیم که شرکت های درست و حسابی بعضی وقتا، نیروی کار زیادی می خواستن. اگه از یه کاری هم خوشمون میومد سریع رزوممون رو برای اون شرکت فکس می کردیم. معمولا تمام این کارها در طی 5-4 دقیقه انجام میشد. و بعد هم منتظر میشدیم که بهمون زنگ بزنن و بعضی وقت ها هم خودمون زنگ می زدیم پیگیری می کردیم. بماند که اکثر برخوردها پشت تلفن چندان جالب نبود...کلا همه چی به طور خلاصه در یک رزومه (که معمولا تغییری نمی دادیم) و یه فکس بود (شاید حالا ایمیل شده، ولی تا 3 سال پیش همون فکس بود).
ما در ایران چیزی به عنوان cover letter نداشتیم. یعنی واقعیتش خیلی هم نیازی نبود...چون مواقع کمی پیش می اومد که بخوان بدونن چرا تو برای اون کار مشخص اقدام می کنی؟ و یا چرا تو برای اون کار مشخص مناسب هستی. همین که رزومت رو میفرستادی یعنی علاقه داشتی دیگه! دیگه حالا چرا توضیح بدی؟!؟! یا مثلا اگه فارغ التحصیل یه دانشگاه دولتی خوب بودی دیگه همه چی از قبل مشخص بود که شما همه فاکتورهای لازم از لحاظ صلاحیت علمی اون پست رو دارید، مگه اینکه خلافش ثابت بشه....در هر صورت برای اکثر کارهای نیوزلند و اکثر کشورهای پیشرفته نیاز به یه همچین نامه های دارین که روی رزومه میزارین و توضیح میدین که چرا برای اون کار مشخص قابلیت دارید و برای چی دارید برای اون کار اقدام می کنید.
cover letter معمولا نباید از یک صفحه A4 بیشتر باشد. نمونه ای از cover letter رو در اینجا می تونید پیدا کنید.
نکته مهم: برای هر کاری سعی کنید که رزومه و Cover letter خودتون رو update کنید. عادت ایران رو بزارید کنار! ممکنه که اوایل کمی سخت باشه و یا شاید مسخره که مثلا 2 ساعت پای رزومه نوشتن بشینید. ولی به این دید نگاه کنید که باید یاد بگیرید. بعد از چند تا نوشتن رزومه براتون عادی میشه...
2- بالاخره رزومه یا CV؟ این دو تا خیلی با هم فرقی نمی کنند. قضیه اینجاست که باید بدونید که رزومه ای که میفرستید برای کجا میفرستید. اگر برای شرکتهای بزرگ میفرستید، حتی الامکان سعی کنید شرح مفصل تری از سوابق کاریتون رو که بهش میگن CV بنویسید. برای شرکتهای کوچک نیازی به نوشتن جزئیات تحصیلی و کاری نیست و رزومه کفایت می کنه. رزومه معمولا نباید از 2 صفحه بیشتر بشه، ولی CV میتونه بیشتر هم بشه.
نمونه ای از CV نیوزلندی رو می تونید اینجا پیدا کنید.
3- کجا دنبال کار بگردیم؟!
ایران کجا دنبال کار می گشتید؟! ..................................................یعنی بیاید اینجوری فرض کنیم که یه دانشجوی تازه فارغ التحصیل دانشگاه تو شهرستان هستید که اومدید تهران دنبال کار بگردید. من فرض می کنم که شما یکی از رشته های مهندسی رو خوندید و می خواید شرکتها رو بشناسید. کجا میرید برای اینکه لیست شرکتها رو پیدا کنید؟ مسلما وزارت صنایع که تو کتابخونش لیست همه شرکتها رو با توجه به نوع کار دسته بندی کرده و گذاشته! این لینک هم یه چیزی تو همین مایه هاست. لیست تقریبا تمام شرکتهای نیوزیلند. و این لینک هم شرکتها رو دسته بندی کرده.
زیر هم لیست سایتهایی که کارها توشون آگهی میشن گذاشتم:
Otago Daily Times job listings
Work and Income job search database
4- کسی هست بهمون کمک کنه که کار پیدا کنیم؟!
ایران هست! درسته؟ از این موسسه های کاریابی که کار اگه برات پیدا کنن کلی پیادت می کنن همه جا هستن. منتها فرقشون اینه که با شما کاری ندارن! میرن سراغ کارفرما!
این لیست چند تا شرکت کاریابی هست.
Lawson Williams Consulting Group
Sheffield Consulting Group Ltd
The Ultimate Recruitment Company
4- مصاحبه
تقریبا تمام کارها مصاحبه دارن. برای مصاحبه:
- درباره شرکت مطالعه کنید. سعی کنید بیشتر راجع بهش بدونید.
- بدونین با کی دارین مصاحبه می کنین. سعی کنین که با جستجو توی اینترنت و جاهای دیگه کسی که باهاتون مصاحبه می کنه رو بشناسین.
- سعی کنین سوال ها و جواب ها رو آماده داشته باشین و تمرین کنین. اینها چند تا سوالاتی هستند که در همه مصاحبه ها ازتون می پرسن:
Tell me a little about yourself
What do you know about our organization?
Why do you want to work for us?
What are your strong points?
What are your weak points?
What are your long term goals?
What important trends do you see in our field?
- مثبت باشید و لبخند بزنید و سعی نکنید خیلی جدی باشید و یا خیلی شوخ!
- سوالها رو درست جواب بدید و اگه چیزی رو نمی دونید بپرسید.
- Sell yourself! سعی کنید توانایی های خودتون رو توضیح بدید و نقاط قوت خودتون رو بگید. این خیلی با تواضع و فروتنی و البته با بزرگ جلوه دادن تواناییها فرق می کنه!
5- دست آخر هم یه چیزی که ما جماعت ایرانی هم بدمون میاد، مفت و مجانی کار کردنه! کلا برای کسی کاری انجام نمیدیم مگه نفعی داشته باشه! ولی این رو بدونید که کارهای خیریه و یا به عبارتی Voluntary Job ها موقعی که برای کار پیدا کردن دچار مشکل هستید بهتون کمک می کنند که با محیط و سیستم بیشتر آشنا بشید. به خصوص این کارها برای دانشجوهایی که سابقه کاری ندارند و بعد از فارغ التحصیل شدن می خوان دنبال کار بگردن فیدبک خوبی به کارفرما میده. حتی اگه مشکل زبان هم دارید اینجور جاها کمک می کنند که زودتر راه بیافتید. این هم لیستی از این شرکتهاست:
New Zealand Trust for Conservation Volunteers
The Royal New Zealand Foundation for the Blind
Volunteer Services Abroad (VSA)
این ها نکات اولیه ای بودن که من فکر می کنم با دونستن اون ها اگه تا بحال دنبال کار نبودین، می تونین کار پیدا کردن رو شروع کنید و اگه فکر می کنین چیزی جا مونده بگین.
/ناصر
مصاحبه و جواب هاش !!
این جوری که به نظر می رسه این روزها افیسر ها تعداد مصاحبه رو بیشتر کردند و یه جورایی همه رو از این فیلتر می گذرونند. قبلا سوال هایی که توی مصاحبه پرسیده می شه رو گذاشته بودم و امروز موفق شدم جواب هاش رو پیدا کنم .. احتمال اینکه سوال هایی که ازتون پرسیده می شه شبیه این سوال ها باشه خیلی زیاده چون چند نفر به من تائید دادند که همین سوال ها و یا حداقل در همین زمینه ها پرسیده شده اما این هیچ تعهدی نیست که سوال دیگه نپرسن.. به هرحال حفظ آرامش به نظر من کلید موفقیت هست..
جواب ها رو من ننوشتم و از همون منبعی که سوال ها رو پیدا کردم جواب ها رو پیدا کردم. بعضی از جواب ها کاملا شخصیه و به شرایط شما برمی گرده اما بعضیش کلی و قابل پاسخ. اگر سوالی هست که جواب عمومی داره و بتونیم کمک کنیم حتما بگید. ایشالا همه رو اینجا ببینم ..
راستی دوستانی که ویزا گرفتند و یا می گیرند در آینده خواهشا باز هم به اینجا سر بزنن چون اونها بهترین منبع برای اطلاع رسانی به بقیه هستند .. و می تونند از راهی که رفتند دست بقیه رو هم بگیرند .. و یا مثلا کسی اگر مصاحبه کرده تازگی ها سوال ها رو با بقیه به اشتراک بگذاره . ممنون
سپیده
Q: How do you plan to get a job?
A: 3 main ways; websites (www.seek.co.nz/ or www.trademe.co.nz or jobs.search4.co.nz or myjobspace.co.nz/search ), News papers: NZ Herald or local newspapers, employment agencies like ‘work and income NZ’.
Q: What Challenges have you expected?
A: settling and finding a house, getting used to driving on the left side of the road, finding my way around, getting a job, finding suitable schools for my kids, getting used to the weather, way of life and NZ accent. Finding good friends.
Q: What would you do if having difficulties applying for a job?
A: Support if can’t find a job. Or I can support myself for how long. Or thinking about alternative jobs.
Q: Do you go for Alternative career?
A: Yes, why not
Q: Consider community service?
A: Yes, why not
Q: Who do you know in NZ?
A: Tell them if you have any relatives or friends.
Q: How will contacts help in settling?
A: If no relatives available: will find work in other jobs even if it means low pay and difficult shifts, this will help until I can get a better job.
Q: what If no relatives available?
Q: Why NZ?
A: Stable, peaceful country, English Speaking, Excellent record of human rights, Very good racial harmony and tolerance compared to other countries, Moderate climate, Known for beautiful natural scenery
Q: Where in NZ?
A: It is good if you know a little bit about cities or the city you are going to.
Q: Cost of living?
Q: Plans on how to get started.
A: the plan is generally look for renting, and start looking for a job, Apply to get a driver’s license and buy a car, get children into schools.
Q: How much does a house cost?
Q: Plans to send children to a particular school
Q: What is your plan?
Q: Do you have any relatives/friends?
Q: What kind of media did you use for research about NZ?
A: Internet has been the most powerful tool and I have registered at various forums to get as much information possible.
Q: What will you do if you don't get a job as quickly as you would have hoped
Q: What have you done to look for employment so far?
Q: What support will you have in NZ?
Q: What would you do if you came across any obstacles? (List possible obstacles)
Q: What do you think about the impact of migrants on the socio-economic balance of New Q: Q: Zealand and the wider South West Pacific basin?
Q: How much money did we think we needed to make a good living in NZ
A: salary bracket for my current role stands between NZD …… , if there is any problem with employment I will consider to take up junior roles during the interim period.
Q: How long did we think it would take to find work?
A: I consider my self to be lucky that within my experience I always had continuity at jobs, though I’d give about 3-4 weeks time frame to find a work.
Q: Mainly how do you plan to make friends ?
A: By participating in volunteering and social work. Membership at social clubs, gym etc.
Q: How do you intend to find work ?
Q: What will your Partner do for a living?
A: My Partner is a ….. and has her qualification listed on NZIS website; she can look for …… job as well.
Q: When do you want to go?
A: In about 3 months time, as I’d need to train a replacement at my work and do … here my home town.
Q: What is your financial situation?
Q: What wages to you expect?
Q: How much do you expect to pay for your flat/house?
A: After a research, I could gauge the rentals to be around NZD 250-450 per week in CBD area, on a long term I can streamline my expenses and look for reasonable accommodation as well.
Q: How will you build up your social networks and get new friends?
By participating in volunteering and social work. Membership at social clubs, gym etc.
Q: Why do you want to leave your home country?
A: Good racial and cultural balance
Better place to retire and settle on a long term
Excellent human rights
Cleaner and much greener country with good land scapes, work-life balance
Q: Why do you want to go to NZ?
[Same answers as above]
Q: Have you considered going anywhere else?
A: One consideration that I’d made in 2007 to move to Australia but that did not fit as much as NZ fitted our need. Again work-life balance is much better in NZ than Australia.
Q: What have you heard about NZ?
Q: What do you know about NZ?
Q: Have you ever been before, even for a visit?
Q: Do you have any friends in NZ?
Q: Has anyone given you any advice about moving to NZ?
Q: What will you do if you can’t find a job?
Q: Have you ever worked away from your hometown?
Q: Have you any idea what you might earn in NZ?
Q: Have you thought about the cost of living?
Q: Where do you want to live?
A: Prefer CBD areas of Auckland and Wellington but open to any place where my work takes me.
Q: What will you do for accommodation initially?
A: If I go there with a job then will certainly book a good hotel for first 15 days, otherwise will look for a cheaper accommodation like motel/Bed & Breakfast and then looking for rentals.
Q: Are you planning on renting or buying property when you arrive in NZ?
A: Right now, I’m looking to rent the property whereas on a long term I would like to study the market, have a look n feel of the places and then invest.
Q: What if you do not find work in the area you have chosen to live in?
Q: How will you support yourselves?
Q: What have you heard about the NZ life style and from whom?
Q: How will you overcome barriers that you encounter?
A: By interacting with the local people, participating in the cultural events, travelling. Make some good friends who can guide us.
Q: What do you know about the education system?
Q: What interests do you have?
Q: What do you like about NZ, as opposed to Australia, say, that makes you want to move here?
Q: Why are you moving to NZ right now?
A: : I’m a bit over 30 now and it’d be ideal to plan a country to settle for long term. Its right age to adapt to new place and culture than after 5-10 years. I will be able to contribute more towards the country while settling, this peak period of my career with give a win-win situation to me/NZ.
Q: What sort of support would your friends give if you were without a job?
A: Initial accommodation
Renting a place
Financial help if required.
Guide through the city/places around.
Q: If your current job were to end, could you find skilled employment?
Q: What have you done to look for skilled employment?
Q: What companies would you apply at to find such employment?
Q: What would you do if you could not find a job in your desired field?
Q: What sort of difficulties do you expect to face in NZ?
Q: What would you do if you faced one of those obstacles?Where do you want to live long-term?
Q: What is your long-term plan?
Q: What support do you have in NZ?
Q: Do you have any further comments or questions for me?
تضاد ...
راستش این خط رو بعدا به پست اضافه کردم فقط واسه یه توضیح .. مهم نیست اصلا که ما الان کجاییم و کجا می خواهیم بریم و مشکلات در چه حدیه و غیره .. من فقط با این پست خواستم بگم کاش می شد همه چیز رو باهم داشت .. کاش می شد خانواده کنارت بود وقتی داری از ارامش جایی که دوست داری لذت ببری ... به همین سادگی ..
-----------------------
هیچ وقت شده وقتی عید توی خیابون های تمیز و خلوت تهران رانندگی می کنی ارزو کنی کاش تهران همیشه همینقدر خلوت بود !
هیچ وقت شده فردای یه روز بارونی که افتاب ملایم می تابه و اسمون ابیه با چند تیکه ابر تمیز و سفید ارزو کنی کاش اسمون همیشه اینجوری صاف و تمیز بود !
هیچ وقت شده توی مسافرت صبح با صدای پرنده ها از خواب پاشی و چشم باز کنی به طبیعت و ارزو کنی کاش همیشه همینقدر صبح ها دلپذیر بود !
هیچ وقت شده در تعطیلات شمال وقتی می ری بیرون بوی تازه چمن و صدای دریا بهت لذت بده و ارزو کنی کاش دریا همیشه اینقدر نزدیک بود !
هیچ وقت شده توی مسیر برگشت خونه ۲۰ دقیقه ای برسی و ساعت ۵:۳۰ خونه باشی و بتونی از بقیه روزت استفاده کنی و ارزو کنی کاش همیشه می شد ترافیک رو دور زد !
هیچ وقت شده بری بانک و نفر اول باشی و از خوشحالی ارزو کنی کاش هیچ وقت هیچ صفی وجود نداشت !
هیچ وقت شده فروشنده مغازه بهت لبخند بزنه و به جای اینکه جنس رو از دستت بکشه بگه برو اول بگرد بعد بیا اینجا خرید بهت ادرس جایی رو بده که همون جنس رو بهت ارزونتر می فروشن!
هیچ وقت شده توی هتل پول هاتو رو برات Change نکنن و بگن ما نرخ امون گرونه برو صرافی change کن برات به صرفه تره !
هیچ وقت شده دلت بخواد اونجوری زندگی کنی که دلت می خواد نه اونجوری که مردم خوششون میاد !
هیچ وقت شده دلت بخواد ازاد باشی !
هیچ وقت شده ...
-------------
هیچ وقت شده دلت بخواد وسط هفته بری بیرون شب و یه جایی مثل دربندی جایی پر از ادم و شلوغی و هیجان و نصفه شب ساعت ۲ برگردی و تو ترافیک بمونی و با این حال کلی با دوستات بهت خوش بگذره اما یهو یادت بیفته اینجا هم ۵ تعطیل می کنن و همه سوت و کور می شه !
هیچ وقت شده دلت بخواد بری سینمای شلوغ و یه فیلم هیجان انگیز ببینی و با سوت و هیجان بقیه تو هم از فیلم لذت ببری اما یادت بیفته اینجا همیشه سینما حتی شلوغ هم باشه پر از صندلی خالیه !
هیچ وقت شده دلت صبح روز تعطیل نون بربری و سنگگ داغ با سرشیر دلت بخواد اما بدونی جز باگت و یه چیزی شبیه تافتون خیلی انتخاب نداری !
هیچ وقت شده دلت برای مامانت تنگ شه و دلت بخواد پاشی الان بری پیشش اما یادت بیفته کیلومتر ها ازش فاصله داری !
هیچ وقت شده خبر ناگواری رو بشنوی و دلت بخواد باشی تا کمکی کنی اما یادت بیفته دستت به هیچ جا بند نیست !
هیچ وقت شده تنهایی کنار خونه نشسته باشی و یا دلت گرفته باشه و هوس کنی به دوستت زنگ بزنی و درد دل کنی اما یادت بیفته الان اون سر دنیا نصف شبه و باید غصه ات رو تنهایی قورت بدی !
هیچ وقت شده دلت بخواد وقتی کسی اون ور خط داره بغضش رو قورت می ده یا اشکی می ریزه حداقل فقط باشی ... بعد یادت بیفته ..
هیچ وقت شده ....
----------------------
هیچ وقت شده ارزو کنی کاش ایران جایی بهتری بود برای ماندن !! هیچ وقت شده ارزو کنی کاش از جنس سنگ بودی .... هیچ وقت شده ارزو کنی کاش می شد همه اینها رو باهم داشت ..
سپیده
آنها که میروند .....
آنها که میروند وطنفروش نیستند. آنهایی که میمانند عقب مانده نیستند. آنهایی که میروند، نمیروند آن طرف که مشروب بخورند. آنهایی که میمانند، نماندهاند که دینشان را حفظ کنند. همهی آنهایی که میروند سبز نیستند. همه ی آنهایی که میمانند پرچم به دست ندارند. آنهایی که میروند، یک ماه مانده به رفتنشان غمگین میشوند. یک هفته مانده میگریند و یک روز مانده به این فکر می کنند که ای کاش وطن جایی برای ماندن بود. و آنهایی که میمانند، می مانند تا وطن را جایی برای ماندن کنند.....
"نقطه سر خط، نشریه دانشجویان دانشگاه شریف"
رنکینگ دانشگاههای نیوزلند
قبلا توی یه پست دانشگاههای نیوزلند رو معرفی کردم. تو این پست رنکینگ جهانی دانشگاهها رو می نویسم. ولی قبل از هر چیز نقشه زیر رو ببینید که دانشگاههای نیوزلند رو تو کل کشور نشون میده:

قبل از همه بگم که برای دو تا دانشگاه Auckland University of Technology و Lincoln University، رنکینگی در سیستم QS وجود نداره. اولی دانشگاه نسبتا جدیدیه (تاسیس 2000) و دومی هم با این که دانشگاه خوبیه ولی دانشگاه کوچیکیه. ولی راجع به AUT این رو باید اضافه کنم که سال 2000 سالیه که این موسسه که انستیتو بوده به دانشگاه تبدیل میشه. وگرنه قدمت این دانشگاه به سال 1885 بر می گرده و بیشتر از 27000 دانشجو داره. شرایط پذیرش در این دانشگاه به نسبت از دانشگاه اوکلند مشکل تره (به خصوص آیلتس). ولی در هر صورت این دو دانشگاه در لیست 500 تای اول دانشگاههای دنیا جایی ندارند.
به هر حال جدول زیر دانشگاههای نیوزلند رو به تفکیک نشون میده و در ستون آخر هم رنکینگ هر دانشگاه رو می بینید.
دانشگاه | محل | سال تاسیس | تعداد دانشجو | رتبه جهانی در سال 2011 |
اوکلند | 1883 | 32،000 | 82 | |
لینکن | 1878 | 3000 | - | |
پالمرستون | 1927 | 20،000 | 329 | |
اوکلند | 2000 | 27،000 | - | |
کنتربری | 1873 | 16،000 | 212 | |
دوندین | 1869 | 20،000 | 130 | |
همیلتون | 1964 | 11،000 | 357 | |
ولینگتون | 1897 | 18،000 | 237 |
رنکینگ دانشگاه ها به تفکیک رشته ها:
توی شکل های زیر رنکینگ دانشگاههای مختلف نیوزلند رو به تفکیک رشته ها برای سال 2011 می بینید.






برای اونایی هم که دنبال PhD تو رشته های مهندسی تو نیوزلند هستند، خوندن این مقاله رو توصیه می کنم. به طور خلاصه مقاله راجع به یه دانشجوی مهندسی از ایرانه که پروسه ویزاش زیاد طول میکشه و بورسش دچار مشکل شده.
در آخر هم امیدوارم که فرصتی باشه تا روند اقدام برای ادامه تحصیل رو با جزئیاتش و برای دانشگاههای مختلف تو پستهای آینده بنویسم.
/ناصر
پستهای مرتبط:


